قسمت سوم

قسمت 3

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع : « کلام فخر رازی در لزوم حجت در جهان بر اساس دلیل عقل »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

علت تهاجم دشمنان علیه مهدویت و لزوم تکیه بر دلیل عقلی

بحث این بود که برای اثبات وجود حجت در هر زمان و وجود مقدّس امام زمان(ع) در این زمان دلیل عقلی و نقلی داریم، گفتیم دنیای امروز بیش از همیشه به مهدویت و ظهور امام عصر و تحول جهانی هجوم آورده است، بعد از انقلاب اسلامی این تهاجم تشدید شد، حتی مسیحیت صهیونی، به دنبال این است که نزول حضرت عیسی را تاویل کرده و به طرف یهود ببرد، و بگوید منجی از یهود خواهد بود.

این نکته نیز عرض شد که در این تهاجم نوشته‌هایی هست که می‌گویند شیعه برای اثبات مدعای خود دلیل عقلی ندارد و دلیلشان نقلی است، و از هر جهت به دلیل نقلی اشکال نموده‌اند.

عرض کردیم دلایل عقلی ما محکم است، و باید روی دلیل عقل بایستیم و به آن اهمیت بدهیم، وقتی دلیل عقلی اثبات می‌کند در هر عصر و زمان یک انسان کامل باید باشد، آن وقت اثبات امام عصر (ع) در این زمان آسان است، و دلیل نقلی بیان می‌کند مصداقش حضرت حجه ابن الحسن (ع) است، لذا باید به دلیل عقلی خیلی تکیه کرد و اهمیت داد، و بزرگان گفته‌اند: دلیل عقلی انسان را به بحث خداشناسی و روایات توحید و سائر اعتقادات ورود می‌دهد.

 

کلام فخر رازی در لزوم حجت در جهان بر اساس دلیل عقل

در بحث‌های گذشته دلایل عقلی را بیان کردیم، دلیل اول حکمت و دوم علت غائی خلقت بود، سوم اینکه وقتی تمام اشیاء عالم را می‌بینیم، اقتضا می‌کند انسانی از تمام جهت معتدل و مظهر اسمای حسنای الهی وجود داشته باشد، این را از فخر رازی نقل کردیم و آن را مفصلا در جای خود توضیح خواهیم داد.

از این جهت روی کلام فخر رازی تکیه می‌کنم، که او از بزرگان اهل سنت است، و آنان او را به عظمت علمی قبول دارند، باید شیعه امامیه به بحث ایشان اهمیت بدهد، اگر چه این بحث را تحت عنوان استقراء بیان کرده است و می‌گوید :

انسان‌ها از نظر کمال و نقص متفاوت هستند، آن چنان ناقص داریم که بر اساس قرآن کریم به پایین‌تر از مرز حیوانیت می‌رسد: (بَل هُم اَضَلُّ)، وقتی این قدر نقص است، باید در برابرش کمال هم باشد، تا کسانی که می‌خواهند کمال بگیرند از او بگیرند، و عبارت است از پیامبر (ص) و بعد از او امام و حجت خداست، آنان نقاطی‌اند که باید همه از آنان نور بگیرند.

 

تقسیم بندی افراد بشر به سه دسته در کلام فخر رازی

فخر رازی جامعه بشری را به سه دسته تقسیم کرده است:

1 ـ پیامبران، که حامل وحی الهی برای بشریتند، و چون خورشید در جهان می‌تابند، نبوت در هر دوره و زمان نیست، از زمان رحلت پیامبر (ص) تاکنون وحی منقطع شده، این انقطاع نمی‌تواند بدون وجود یک انسان کامل باشد، او باید جریان وحی و تبیین وحی را ادامه دهد.

2 ـ اصحاب ادوار، یعنی انسان‌های کامل که در همه زمان‌ها بوده، و چون ماه از خورشید نبوت نور می‌گیرند، این انسان کامل قائم مقام نبی و مبین شریعت اوست، استاد در کلاس درس تدریس می‌کند، اگر چه ده‌ها شاگرد در کلاس وجود دارد، اما دو سه نفر هستند که بحث استاد را تبیین می‌کنند،

بقیه شاگردان در تبیین او بحث استاد را می‌فهمند، پیامبر و وحی نیاز به تبیین دارد، باید در هر زمان مبین وحی باشد.

3 ـ بقیه افراد بشر، که بدون شک عقل‌های آنان از نور عقل‌های اصحاب ادوار تکامل می‌یابد، یعنی از انسان‌های کامل نور می‌گیرند و تقویت می‌گردند.

 

لزوم وجود انسان کامل در هر زمان در کلام فخر رازی

در این جا مناسب است عبارت فخر رازی را بیاوریم، می‌گوید:

«فثبت بهذا: اïنّ کلّ دور لابدّ وان یحصل فیه شخص موصوف بصفات الکمال، ثم اïنّه لابدّ وان یحصل فی‌ـ هذه الاîدوار المتلاحقه دور یحصل فیه شخص واحد هو اقربهم اïلی صاحب الدور فی‌ـ صفات الفضیله ، فیکون ذلک الشخص بالنسبه اïلیه کالقمر بالنسبه اïلی الشمس، وهو الاïمام القائم مقامه ».

می‌گوید: با این مباحث ثابت شد در هر دوره‌ای باید کسی باشد که به تمام صفات انسانی آراسته باشد، و در زمان‌های بعد هم باید انسان‌هایی باشند که نزدیکترین شخص به او بوده و آن صفات را داشته باشد، و این شخص مثل ماه در جنب خورشید باشد، همان طوری که ماه از خورشید نور می‌گیرد، این شخص از انسان کامل نور می‌گیرد، و به تمام خلق خدا می‌رساند، و این امامی است که قائم مقام پیامبر است، نبی نمی‌تواند بدون قائم مقام باشد، و آن حجت خداست.

تا اینکه می‌گوید: این قائم مقام کیست؟ «و جماعه الشیعه الامامیه یسمونه بالاïمام المعصوم، و قد یسمّونه بصاحب الزمان، ویقولون بانّه غائب»، شیعه امامیه از این قائم مقام به امام معصوم نام می‌برد، و می‌گویند صاحب زمان است، و اختیار زمان از سوی پروردگار به دست اوست، و می‌گویند این صاحب الزمان سال 255 هجری به دنیا آمده، و اکنون غائب است.

می‌گوید: من بحث عقلی می‌کنم، اگر بعضی از دوستان ما از اهل سنت می‌گویند حضرت مهدی (ع) به دنیا نیامده، کاری ندارم، می‌گویم: بر اساس عقل پیامبر جانشین می‌خواهد که وحی را تبیین کند، این بحث عقلی است.

نکته‌ای که اصرار دارم عرض کنم جمله بعد است، می‌گوید: «ولقد صدقوا فی‌ـ الوصفین ایضآ»، شیعه امامیه در دو وصفی که گفته‌اند صادقند: در صاحب الزمان بودن و در غائب بودن، این را فخر رازی عالم برجسته سنی می‌گوید.

 

زمان، عامل تکامل

وقتی همه کمالات را داراست، تمام افراد بشر از او می‌گیرند، پس می‌شود صاحب الزمان، یعنی زمان در دست اوست، چون روز و شب برای من و شما به این جهت است که بهره ببریم و سیر کمال کنیم، به عبادت بپردازیم، راه خدا را برویم، می‌گوید آن صاحب الزمان قائم مقام نبوت و تبیین کننده وحی است.

در قرآن کریم سوره‌ای به نام سوره «و العصر» است: (وَ العَصرِ É اِنَّ الاِنسانَ لَفِی خُسرٍ)، عصر یعنی چه؟ خیلی‌ها معنا کرده‌اند: عصر یعنی زمان، یعنی قسم به زمان، مگر زمان چیست، که خدا قسم یاد می‌کند به آن؟

می‌گویند زمان عامل تکامل است، زمان اگر نبود تکامل هم نبود، سن هر چه جلوتر برود انسان کمال بیشتری به دست می‌آورد، لذا صاحب الزمان است، یعنی کسی که استاد مکتب و از هر جهت کامل است، و سایر انسان‌ها را به سوی کمال بالاتری پیش می‌برد.

 

اذعان فخر رازی بر یقین آور بودن استقراء در لزوم وجود حجت در جهان

سپس فخر رازی می‌گوید: «فهذا  کلام  معقول  مرتب  علی  الاستقراء الذی‌ـ یفید القطع والیقین»  این بحث بر استقراء مترتب بوده و یقین آور است.

افرادی بر اساس چیزی که در منطق خوانده‌اند می‌گویند این استقراء ناقص است و یقین آور نیست، زیرا در منطق گفته شده استقراء ناقص یقین آور نیست، و استقراء تام یقین آور است، باید بگوییم این استقراء کامل است، عجیب است که عده‌ای از شیعیان بگویند این استقراء ناقص است، اما بزرگ اهل سنت بگوید: این استقراء تام است و مفید یقین.

می‌گوید: ما این بحث را کردیم و گفتیم: انسان‌های ناقص در نقص نامحدودند، پس در کمال هم نامحدود وجود دارد، بنابر این همان طوری که در نقص کمتر از حیوان می‌شود، در کمال هم می‌رود بالا و در نقطه‌ای بلند قرار می‌گیرد، بلندترین نقطه عالم امکان، و صاحب الزمان می‌شود، و سایر انسان‌ها کمال را از او می‌گیرند.

در بحث گذشته به سخن فخر اشاره کردم، اما چون دیدم مطلبی عالی است، و از یک شخصیت بزرگ اهل سنت است، خواستم این را کامل بیان کنم.

 

اتصال اوصیاء دلیل صحت کلام فخر رازی در لزوم حجت

مطلبی که سخن فخر رازی را تایید می‌کند اتصال اوصیاء است، در روایات آمده از عصر حضرت آدم (ع) تا پیامبر اکرم(ص) هر پیامبری جانشین داشته، و هیچ‌گاه وصایت قطع نشده است، این امر نشان دهنده سنت خدا و قانون الهی است، و سخن فخر رازی را تایید می‌کند.

چند روایت در مورد بیان جانشینان پیامبران آمده است، به عنوان نمونه یکی از آنها را عرض می‌کنم، تاریخ یعقوبی می‌گوید: «بعد از آدم شیث بود، انوش فرزند شیث بود، قینان فرزند انوش بود …»، همین طور یک یک نقل می‌کند تا می‌رسد به عیسی بن مریم، و بعد از او حواریون، بعد می‌گوید: «این‌ها یک یک هر کدام بعد از دیگری بودند تا پیامبر اکرم (ص)».

 

اشعار علامه اقبال لاهوری در لزوم وجود حجت در جهان

بعضی مثل علامه اقبال لاهوری سراغ روایات نیامده‌اند، در مورد لزوم وجود انسان کامل سخن گفته‌اند، می‌گوید:

نائب حق در جهان بودن خوش است         بر عناصر حکمران بودن خوش است

نائب حق همچو جان عالم است         هستی او ظل اسم اعظم است

فطرتش معمور و می‌خواهد نمود         عالمی دیگر ببارد در وجود

پخته سازد فطرت هر خام را         از حرم بیرون کند اصنام را

ذات او توجیه ذات عالم است         از جلال او نجات عالم است

زندگی را می‌کند تفسیر نو         می‌دهد این خواب را تعبیر نو

ای سوار اشهب دوران بیا         ای فروع دیده امکان بیا

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا