قسمت چهارم

قسمت 4

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع : « فطری بودن اخلاق، عقائد و احکام، و بررسی تعداد احادیث مهدوی »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

حکمت الهی، علت ارسال رسل و انزال کتب

بحث پیرامون این بود که برهان عقلی بر اصل وجود حجت خدا زیاد است، و دلیل نقل هم مصداق را معین می‌کند، از این رو وجود مقدّس امام زمان (ع) هویتش هویتی است روشن.

گفتیم یکی از دلائل عقلی حکمت خداست، خدا عالَم را بر اساس حکمت آفریده، و خلقت برای رشد و رسیدن به کمال است، از این رو، به انسان کامل و حجت خدا نیازمند است، که او باید کمال را به جامعه بدهد و همه از او بگیرند، و نیز بیان کردیم در قرآن کریم هر گاه از نبوت بحث می‌کند، می‌گوید از حکمت خدا نشات گرفته است.

آیاتی را در جلسه قبل آوردیم، یکی از آن‌ها آیات 127 تا 129 سوره مبارکه بقره بود، که ابراهیم و اسماعیل هنگام بالا بردن دیوار کعبه گفتند: (رَبَّنا وَ اجعَلنا مُسلِمَینِ لَکَ وَ مِن ذُرِّیتِنا أُمَّهً مُسلِمَهً لَکَ رَبَّنا وَ ابعَث فیهِم رَسُولاً مِنهُم اِنَّکَ اَنتَ العَزیزُ الحَکیمَ)، خدایا از فرزندان ما امت مسلمان قرار بده، در میان آنان پیامبری بفرست تا بشر را تعلیم و تزکیه کند.

بر این اساس ابراهیم به خدا عرض می‌کند: خدایا چون حکیمی، حکمت اقتضا می‌کند اتقان خلقت و هدفمند بودن خلقت را، خلقت هدفش هم این است که انسان دارای علم باشد، خدا شناس باشد، راه خدا را سیر کند، و این احتیاج به پیامبر و به معلم در مکتب دارد، بنابر این در این جا کلمه حکمت را به کار برده است.

 

فطرت، منشا پذیرش دین

نکته‌ای که می‌خواهم اضافه کنم آیه بعد است، می‌فرماید: (وَ مَن یرغَبُ عَن مِلَّهِ اِبراهیمَ اِلاَّ مَن سَفِهَ نَفسَهُ)، کیست که پشت کند به دین ابراهیم و آن را نپذیرد، مگر این که سفیه باشد، آن دین چیست؟ همان چیزی است که ابراهیم آورد، و از خدا خواست در آینده تاریخ پیامبری باشد تا ندای او باقی باشد، و دینش تا قیامت ادامه پیدا کند.

این بیان تداعی کننده این آیه شریفه در سوره مبارکه صف است که می‌فرماید: خداوند است که فرستاده‌اش را فرستاد، (لِیظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کلِّهِ)، تا ل‌ن را غالب گرداند و تمام زمین را از آن دین پر کند، و این نیست مگر در عصر خاتم اوصیاء حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء، فخر رازی می‌گوید: این آیه اشاره دارد به عصر نزول عیسی بن مریم، یعنی آخر الزمان را می‌گوید.

نکته قابل بحث این است که می‌فرماید: کیست که از دین ابراهیم روی بگرداند مگر این که سفیه باشد، و عقل خودش را زیر پا گذاشته باشد، این کسی است که به این منطق اعتقادی ندارد و از این منطق روی می‌گرداند، بنابراین از این آیه شریفه استفاده می‌شود، که این بحث فقط بحثی عقلی و فطری است.

 

کلام مرحوم علامه طباطبائی در فطری بودن اخلاق، عقائد و احکام

حتی علامه طباطبایی (ه) در ذیل این آیه شریفه می‌فرماید: نه تنها تحول جهانی بلکه دین ابراهیمی و دین اسلام، یعنی عقاید، اخلاق، احکام، همه فطری و عقلی است.

فطرت، انسان را به طرف نماز برده و او را متوجّه به نیکی‌ها می‌کند،

اخلاق ندای فطرت است، نماز ندای فطرت است، فطرت می‌گوید راستگو باش، امین باش، دلت پاک باشد، چشم و گوشت پاک باشد، این حرف فطرت است، وقتی این ندای فطرت است، بنابر این دین فطری می‌شود.

به فرمایش استاد معظم علامه طباطبایی (ه)، این مساله فطرت را می‌گوید، یعنی وقتی آدم می‌گوید «سُبحانَ رَبِّی العَظیمِ وَ بِحَمدِهِ»، این ندای فطرت است، وقتی آدم خواب است و نماز نمی‌خواند، فطرت او را سرزنش می‌کند، وقتی وضو گرفت، فطرت شاد می‌گردد، پدر و مادر و افرادی که دورش هستند می‌گویند: این جوان نماز صبحش را خوانده، آفرین بر تو.

در ادامه آیه قرآن می‌فرماید: (وَ لَقَدِ اصطَفَیناهُ فِی الدُّنیا وَ اِنَّهُ فِی الاخِرَهِ لَمِنَ الصّالِحینَ)، ما ابراهیم را برگزیدیم، ابراهیم و دینش مصطفاست، تا قیامت این دین هست، این دین ابراهیم را در این زمان غیر از امام عصر (ع) و حجت خدا در این زمان چه کسی تبیین می‌کند.

این هم باز همین مساله آخر الزمان را مطرح کرده، ولی با این بیان، با این سرزنش و ملامت خدا، که اگر تو نپذیری، خودت را بی‌عقل نشان داده‌ای و سفیه معرفی کرده‌ای، قرآن بحث عقلی می‌کند، چون حکمت خدا بر همین است، انسان‌ها بر همین اساس تربیت شده‌اند، بنا بر این مساله وجود مقدّس امام زمان (ع) بر اساس دلیل عقلی حقیقتی انکارناپذیر است.

 

اتفاق مکتب‌ها در ضرورت وجود انسان کامل و خطای آنها در مصداق

بحث ضرورت وجود حجت در هر زمان در کلمات عرفای اهل سنت عنوان انسان کامل آمده، و از آن به قطب یا قطب الاقطاب تعبیر می‌کنند، که در روی زمین انسان کامل یا قطب لازم است، که بر گرد خود بچرخد و افلاک هم بر گرد آن بگردند، این مطلبی است که به عنوان یک دلیل عقلی مطرح است، که نمی‌تواند جهان از یک چنین قطبی که مرکز تربیت و کانون تعلیم و خلقت برای تکامل و رشد علمی و اخلاقی است، خالی باشد.

بنابر این، وجود این معلم و استاد به عنوان ولی خدا یک ضرورت عقلی است، انبیاء بودند، اوصیاء آمدند، پیامبر اکرم (ص) آمد، 11 امام آمدند، از بدو خلقت آدم زمین از حجت خالی نبوده، چطور در قطعه دیگر، که آخر الزمان است، از قرن سوم، سال 255 هجری به بعد، حجت نباشد، لذا شیعه امامیه می‌گوید: «امام دوازدهم حضرت مهدی(ع) به دنیا آمده و در پس پرده غیبت است، هر زمان خدای متعال مصلحت بداند و به او اذن بدهد، قیام کند».

این حرفی است درست، و مطلبی است اساسی و اصولی، و در قرآن کریم و در روایات ما تمام مشخصات انسان کامل بیان شده، و شاخصه ها در قرآن و حدیث فراوان است.

در دنیای غرب، کسانی که به خدا معتقدند، بحث لزوم انسان کامل را مطرح کرده اند، اما چون معلم نداشتند، به اشتباه افتاده و در سنگلاخ‌ها قرار گرفته‌اند، گرچه به عیسی و انجیل پای بند بوده‌اند، ولی نتوانسته‌اند راه را درست طی کنند و در بیان این حقیقت که انسان کامل کیست به اشتباه افتاده‌اند.

 

اشعار علامه اقبال لاهوری خطاب به حضرت مهدی (ع)

اقبال لاهوری ابیاتی دارد، که مساله امام زمان (ع) را از طریق عقل مطرح کرده، چند بیتش را در بحث قبل عرض کردم، می‌گوید:

نوع انسان را بشیر و هم نذیر         هم سپاهی، هم سپه گر، هم امیر

ذره خورشید آشنا از سایه اش         قیمت هستی گران از مایه اش

جلوه‌ها خیزد ز نقش پای او          صد کلیم آواره سینای او

زندگی را می‌کند تفسیر نو         می‌دهد این خواب را تعبیر نو

امام زمان (ع) وقتی بیاید هم بشیر است و هم نذیر، یعنی کار پیامبر (ص)

را انجام می‌دهد، هستی به او وصل است، امام زمان (ع) چنین است، اقبال لاهوری فلسفه خلقت را تفسیر می‌کند، آنگاه خطاب به حضرت می‌کند و می‌گوید:

ای سوار اشهب دوران بیا         ای فروغ دیده امکان بیا

شورش اقوام را خاموش کن         نغمه خود را بهشت گوش کن

باز در عالم بیار ایام صلح         جنگجویان را بده پیغام صلح

سجده‌های طفلک و برنا و پیر         از جبین شرمسار ما بگیر

 

بررسی تعداد احادیث مهدویت در منابع شیعه و سنی

خلاصه این که لزوم حجت در جهان بر پایه دلایل عقلی استوار است که ان شاء الله با تفصیل بیشتر خواهد آمد، به عنوان دلیل حکمت و فطرت و علت غایی، و دلیل تجلی اسماء الحسنی در انسان کامل، و دلیل فلسفه تاریخ، و در پایان قاعده لطف، این‌ها دلائلی است محکم و فلسفی، به استثنای قاعده لطف، که فلاسفه مطرح نکرده‌اند.

این دلائل چه می‌گویند؟ می‌گویند یک انسان کامل باید وجود داشته باشد، ولی آن انسان کامل کیست؟ مشخصات انسان کامل را دلیل نقل و احادیث می‌گوید، اما تعداد این احادیث چگونه است؟ می‌گویند با وجود دلیل عقلی با دو سه تا حدیث صحیح و معتبر این امر ثابت می‌شود، اما دو سه تا حدیث نداریم، 50 و 100 حدیث نداریم، برای همه عزیزان فهرستی از احادیث را عرض می‌کنم.

تمام احادیثی که از شیعه و سنی در این موارد آمده تقریبآ 4300 حدیث است، از این مقدار تعداد 1476 حدیث از اهل سنت، و نزدیک به 2900 حدیث از شیعه است، حدود 1170 حدیث از احادیث شیعه و بیش از نیمی از احادیث اهل سنت در بیان هویت حضرت، دولت حضرت و علائم ظهور حضرت و…، معتبر و صحیح می‌باشد.

بقیه این احادیث ولو سندش هم ضعیف است، ولی با توجّه به کثرت احادیث معتبر و وحدت مضمون آن‌ها قابل استناد هستند.

این احادیث بر اساس تفکیک موضوعات این گونه می‌باشد:

1 ـ هویت حضرت، یعنی روایاتی که نصوص اهل بیت (عع) بر آن حضرت، ولادت حضرت، نام حضرت، کنیه حضرت را بیان کرده، این روایات مجموعآ 653 حدیث است، که 175 حدیثش صحیح اعلایی و معتبر و معتبر عند البعض است.

2 ـ احادیثی که در باره ظهور حضرت، صفات حضرت، غیبت و انتظار حضرت آمده، این روایات 1040 حدیث است، که 398 حدیث آن از احادیث صحیح و معتبر می‌باشد.

3 ـ روایاتی که دولت امام زمان(ع)، برکات امام بر جهان و سیره امام زمان(ع) را بیان کرده، 995 حدیث است، که 247 حدیث آن قابل قبول می‌باشد.

4 ـ روایاتی که توقیعات امام زمان (ع)، ادعیه امام زمان (ع)، و زیارات امام زمان(ع) را در بر دارد، تعداد آنها 177 حدیث است.

5 ـ روایاتی که علائم ظهور و فتنه‌هایی که متصل به ظهور حضرت خواهد بود را بیان کرده، آن روایات مجموعآ 949 حدیث است.

تمام این احادیث اگر چه موضوعات مختلفی را بیان می‌کند، اما همه بر یک موضوع اتفاق نظر دارند و آن بیان لزوم حجت در هر زمان و بیان مشخصات منجی می‌باشد، و بیانگر آن هستند که حضرت مهدی (ع) همان شخصیتی است که ادیان الهی از آغاز تا انجام بر آمدن او اتفاق نظر دارند، و خداوند غلبه دینش بر تمامی ادیان را به عهده ایشان گذاشته است.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا