قسمت هجدهم

قسمت 18

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع :  « تبیین واهی بودن مبانی سخن کلام ابن خلدون در نفی مهدویت (2) »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

ابن خلدون و دور بودنش از معارف اهل بیت (عع)

بحث پیرامون سخن ابن خلدون بود، که به عنوان یک جامعه شناس شهرت زیادی دارد، در بحث گذشته بیان کردیم ایشان در روایات حضرت مهدی(ع) و قیام آن حضرت تردید ایجاد کرده، و اثبات کردیم مبانی کلام ایشان صد در صد غلط است، و فردی بوده متعصب و دور از معارف اهل بیت (عع)، که در بحث پیش نمونه‌هایی عرض شد، در این بحث باز نمونه‌های را عرض می‌کنم.

در حقیقت دور بودن او از اهل بیت (عع) و کلا از معارف اسلام، باعث شده در باره احادیث حضرت مهدی(ع)، که تمام علمای اهل سنت بر آن اتفاق نظر دارند، و می‌گویند متواتر و یقین آور است، این طور صحبت کرده است، این به دلیل همان تعصب و مبنایی است که آن هم از عصبیت برخاسته، برای توضیح بیشتر این جلسه را هم اختصاص می‌دهم به بحث پیرامون ابن خلدون.

او در مقدمه تاریخش می‌نویسد: روایاتی که در باره مهدی (ع) نقل شده 23 حدیث است، از این تعداد 19 حدیث ضعیف و سه یا چهار حدیث معتبر می‌باشد، و نمی‌شود یک مساله جهانی و مهم را با سه چهار حدیث اثبات کرد.

خودش اعتراف می‌کند همه امت اسلام در این مساله اتفاق نظر دارند،

ولی در برابر اتفاق علمای اسلام از سنی و شیعه می‌ایستد، این همان غرور بیجای علمی است، لذا علمای حدیث به ابن خلدون که رسیده‌اند، گفته اند حدیث بلد نبوده، و به نکته‌هایی از آن در جلسه پیش اشاره شد.

 

ابن خلدون و نادیده گرفتن حماسه حسینی در روز عاشورا

در بحث گذشته گفتیم انکار مهدویت توسط ابن خلدون و مقابله با اتفاق نظر علمای اسلام در این زمینه، برخاسته از کینه و عنادی است که به اهل بیت(عع) داشته، و به نمونه‌هایی از آن در بحث گذشته اشاره کردیم، در این جا به نمونه دیگری از عناد او اشاره می‌کنیم.

قیام امام حسین (ع) و مظلومیت ایشان چیزی نیست که برای کسی در جهان در گذشته و حال پنهان باشد، و بسیاری از مخالفان شیعه در این زمینه سخن گفته و به مظلومیت ایشان و جنایت‌آمیز بودن عملکرد دشمنانشان اقرار نموده‌اند.

ابن خلدون در مورد قیام امام حسین(ع) صحبت کرده، اما به ماجرای روز عاشورا نمی پردازد، آن حماسه حسینی(ع) را نادیده می‌گیرد، که این هم باز از عدم توجّه و معرفت نسبت به معارف دین و انسان‌هایی که فدای حق شدند و تاریخ را روشن کردند، می‌باشد، در حالی که بسیاری از دانشمندان سنی و حتی غیر مسلمان در برابر عظمت عاشورا تعظیم می‌کنند.

ابن خلدون در این زمینه می‌گوید: امام حسین(ع) به طرف کربلا حرکت کرد، فکر می‌کرد در دنیا موفق خواهد شد و حکومت را خواهد گرفت، اما موفق نشد، بسیاری از بستگان و آشنایان هم به او گفتند که این راه را نرو، اما او رفت، بعد می‌گوید: «یرحمه الله فیها»، خداوند در آن خطا و اشتباهی که کرده او را ببخشد.

او قیام امام را امری دنیایی به حساب آورده، این نیز بیانگر دوری او از معارف اسلامی است، عظمت کربلا را ندیده، اصلا نفهمیده :«حُسَینٌ مِنِّی وَ اَنَا مِن حُسَینٍ» یعنی چه.

 

دفاع ابن خلدون از عملکرد تمامی اصحاب پیامبر (ص)

در مورد معاویه بن ابی سفیان که یزید را به خلافت تعیین کرد، می‌گوید: معاویه مجتهد بود و بر اساس اجتهاد چنین کاری را کرده، اگر انتخاب یزید درست بوده ثواب هم دارد، پس هم به ثواب ظاهر رسیده و هم به ثواب باطن، و اگر خطا کرده باشد، مجتهد بوده و خطای مجتهد بخشیده می‌شود، و بالاخره یک ثواب دارد و طبق اجتهادش عمل کرده است، و به این وسیله معاویه را با مجتهد بودن، و این که صحابه سخنشان حجت است تبرئه می‌کند.

بعد می‌آید سراغ کسانی که امام حسین(ع) را یاری نکردند، و می‌گوید: بعضی از اصحاب پیامبر (ص) در عراق و شام و مناطق دیگر اجازه قیام علیه یزید را ندادند، و گفتند در کشور هرج و مرج شده و خونریزی می‌شود، بر آنان هم اشکالی نیست، چرا؟ چون صحابه هستند، آنان اگر حرفی بزنند باید تبعیت کرد.

روی این حدیث ایستاده و گفته تمام صحابه عملشان درست است، حتی کسانی که به یاری امام حسین(ع) نیامدند.

و در مورد امام می‌گوید: گر چه حسین بن علی (ع) مجتهد بود، بلکه اسوه مجتهدین بود، و شهید هم بود و یزید هم فاسق بود، ولی در عین حال قیامش علیه یزید بر اساس مبانی نبود، بر همین اساس او را در این جهت دارای لغزش می‌بینیم، لذا می‌گوییم: یرحمه الله فیها.

 

تصریح علمای اهل سنت بر عدم صحه «اصحابی کالنجوم»

اصحاب پیامبر (ص) چه کسانی هستند؟ گفته شده: افرادی هستند که با ایشان صحبت کرده‌اند، بعضی گفته‌اند: کسانی هستند که ایشان را در هر جا حتی یک لحظه دیده‌اند، گروهی گفته‌اند: کسانی هستند که در مکه و مدینه غالبآ حضور ایشان می‌رسیده و حدیثی را نقل کرده‌اند.

اساس گفتار ابن خلدون حدیثی است که به پیامبر(ص) نسبت داده‌اند، که فرمود :«اِنَّ اَصحابِی کالنُّجُومِ، فَبِاَیهِمُ اقتَدَیتُم اِهتَدَیتُم»؛ «اصحاب من مثل ستارگان هستند، به هر کدام از آن‌ها اقتدا کنید هدایت می‌شوید»، نه تنها شیعه این را غلط می‌داند، بلکه بسیاری از بزرگان اهل سنت از قرن سوم تاکنون تصریح کرده‌اند این حدیث با این معنایی که می‌شود غلط است.

مثلا «احمد بن حنبل» که رئیس حنابله است و «مزنی» که از شاگردان شافعی است می‌گویند کذب است، «ابن عبدالبر» می‌گوید: «هذا کلام لایصح علی النبی(ص)»، این سخن از پیامبر (ص) صادر نشده است، «سعید بن مسیب» می‌گوید این سخن از پیامبر صادر نشده است و سندش غلط و ضعیف است.

«ابو الحسن دارقطنی» و «ابن حزم» و «ابوبکر بیهقی» و «ابن عساکر» و «ذهبی» و «جلال الدین سیوطی» و «قاضی شوکانی» و «ابن قیم جوزی» و «ابن حجر عسقلانی» از شخصیت‌های بزرگ اهل سنت هستند که گفته‌اند دروغ است.

 

عدم امکان صحت این حدیث، به دلیل معصوم نبودن اصحاب

کسانی که تصریح به دروغ بودن آن نکرده اند، گفته اند معنایش چیزی نیست که نقل شده، چون تنها پیامبر (ص) و سخن ایشان مقتداست، اصحاب نمی‌توانند مقتدا باشند، مگر آنان صاحب شریعت و آورنده دین هستند، که شما می‌گویید به آنان اقتدا کنید، از طرف دیگر چرا نمی‌گویید به سلمان و ابوذر اقتدا کنید، با این که سلمان و ابوذر هم اصحاب پیامبر (ص) بودند.

آنان می‌گویند: اگر هم حدیث درست باشد، معنایش این است که اگر صحابه از پیامبر (ص) حدیثی را نقل کردند، آن حدیث را قبول کنید.

این حرف هم معقول نیست، چون پیامبر(ص) در سال 10 هجری قمری رحلت کردند، بعضی از صحابه تا سال 90 هجری، یعنی 80 سال بعد از پیامبر (ص) زنده بودند، آیا ممکن است پیامبر (ص) بفرماید: آن چه اصحاب من می‌گویند قبول کنید؟! آن راهی که می‌روند را بپذیرید؟! این معقول است که صاحب شریعت چنین چیزی بگوید!!! با این که بی تردید بسیاری از آن‌ها در طول سالیان دراز دچار تغییرات فکری و عقیدتی خواهند شد.

 

انبیاء و ائمه (عع) که معصومند عمل و گفتارشان حجت است

پیامبر مقتداست، چون تکلمش از طرف خداست، (وَ ما ینطِقُ عَنِ الهَوی É اِن هُوَ اِلاّ وَحی یوحی)؛ قرآن تصریح فرموده که هر چه می‌گوید وحی است، و هم چنین ائمه هدی (عع)، قرآن کریم فرموده: (اِنَّما یریدُ اللّهُ لِیذهِبَ عَنکمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یطَهِّرَکم تَطهیرآ)؛ این تطهیر به معنای طهارت ظاهر نیست، تطهیری است خاص، و به معنای همان عصمت است.

بسیاری از علمای اهل سنت به عصمت اهل بیت (عع) معتقدند، چون کتاب خدا و وحی دست آنان بود، جبرئیل امین می‌آمد و با ائمه (عع) صحبت می‌کرد، محدّثون بودند، حقایق را برای آنان می‌گفتند.

بر اساس سوره قدر ملائکه در شب قدر نازل می‌شوند، به چه کسی؟ به حجت خدا و ولی خدا نازل شده و سرنوشت جامعه انسانیت در شب قدر مشخص می‌شود، و جبرئیل در آنجاست، در روایت دارد «یخبِرُهُ وَ یسَدِّدُهُ»، به امام عصر(ع) خبر می‌دهد و او را یاری می‌کند تا تمام قضایا با حساب پیش برود.

عصمت در انبیاء و ائمه اطهار (عع) وجود دارد، آن‌هایی که شما می‌گویید صحابه هستند، آیا آن‌ها معصوم هستند؟ به چه دلیل سخن آنان حجت است، پس به تعداد صحابی ما شریعت داریم.

لذا بهتر است بگوییم این حدیث غلط است، این را در اوائل امر جعل کردند، حالا چرا این کار را کردند، بحث دیگری است، اگر هم بر فرض عده ای از علمای اهل سنت می‌گویند درست باشد، معنایش این است که اگر این افراد حدیثی از پیامبر (ص) نقل کردند را بپذیرید، نه این که اگر خودشان کاری کردند.

پس این که بگوییم چون معاویه مجتهد است پس عملکردش درست است، اصحابی که در عصر امام حسین(ع) بودند و گفتند: جنگ و قیام علیه یزید نباید انجام بگیرد، بگوییم همه این‌ها مجتهدند و کردار و گفتارشان درست است، حرف غیر منطقی است.

 

کلام ابن خلدون که بیانگر عدم شناخت او از امام حسین (ع) است

در این جا کلام ابن خلدون را از متن عربی تاریخش نقل می‌کنم، عنوان باب این است: «مقتل الحسین بن علی (ع)»: «و اما الحسین (ع) ـ البته ایشان کلمه رضی الله عنه و علیه السلام ندارد ـ فانه لما ظهر فسق یزید عند الکافه من اهل عصره فرای الحسین ان الخروج علی یزید متعین من اجل فسقه، لا سیما من له القدره علی ذلک، و ظنّها من نفسه باهلیته و شوکته، فاما الاهلیه فکانت کما ظنّ و زیاده، و اما الشوکه …، یرحمه الله فیها».

هنگامی‌که فساد یزید نزد مردم آن زمان نمایان گردید، امام گفت به خاطر فسادش باید بر علیه او قیام کنم، فکر می‌کرد شایستگی و قدرت این کار را دارد، او شایستگی داشت، مرد خدا بود، در این تردیدی نیست، اما اشتباه کرد چون قدرت نداشت، این قیام، قیام درستی نبود، خدا او را در این قیامی که کرد ببخشد.

بعد می‌گوید: «الا انّه فی امر دنیوی»، این کار در امر دنیوی بود که به حکومت برسد و اشتباه در آن ضرری ندارد، «و اما الحکم الشرعی… منوط بظنّه، و کان ظنه القدره علی ذلک»، اما در حکم شرعی اشتباه نکرد چون مستند به ظنش است و گمان می‌کرد موفق می‌شود، و در آن ظنی که دارد مصاب است، چون مجتهد است.

«فاما غیر الحسین من الصحابه، الذین کانوا بالحجاز و مع یزید بالشام و العراق و من التابعین لهم، فراوا ان الخروج علی یزید و ان کان فاسقآ لا یجوز، لما ینشا من الهرج و الدماء»، صحابه‌ای که در عراق و شام ساکن بودند و قیام بر علیه یزید را جایز ندانستند، چون باعث خونریزی می‌شود، آنان نیز مصاب هستند چون از اصحاب بودند و مجتهدند.

بنا بر این اصحابی که از امام حمایت کردند و اصحابی که حمایت نکردند همه مصابند، بر اساس همین حدیث که اگر کسی به صحابه اقتدا کند، مجاز است.

کسانی که به ابن خلدون اعتماد می‌کنند، کتابش را بخوانند، او قیام امام را دنیایی می‌دانست، این قدر آدم دور از معارف؟! در بحث‌های دیگر هم ابن خلدون اشتباهات بزرگی دارد، که عده‌ای آن‌ها را بیان کرده‌اند.

عبارات دیگری هم هست که نمی خواهم با بیان آن‌ها خودم و شما را اذیت کنم، فقط خواستم کسانی که اهل فن هستند بدانند ابن خلدون چه آدمی است، او کتابی در تاریخ نوشته، آنگاه به خودش اجازه داده و آمده در حدیث وارد شده و گفته این حدیث صحیح است، آن حدیث صحیح نیست.

 

اشعار صائب تبریزی در این که خطای مقدمه نتیجه غلط می‌دهد

صائب تبریزی یک غزلی دارد که آغازش معروف است:

چون گذارد خشت اول در زمین معمار کج          گر رساند بر فلک باشد همان دیوار کج

زلف کج بر چهره خوبان قیامت می‌کند          در مقام خود بود از راست به، بسیار کج

راستی در سرو و خم در شاخ گل زیبنده است         قد خوبان راست باید، زلف عنبر باز کج

هست چون بر نقطه فرمان مدار کائنات         عیب نتوان کرد اگر باشد خط پرگار کج

می‌طراود از سر پای دل آزاران کجی          باشد از مرغ شکاری ناخن و منقار کج

راست شو صائب نخواهی کج اگر آثار خویش         سایه افتد بر زمین کج چون بود دیوار کج

در قرن اول یک خشتی را کج گذاشتند، مثل ابن خلدون‌ها آمدند روی آن خشت ایستادند و عقیده خود و دیگران را این طور ساختند، کج هم جاهای خودش خوب است، ولی بنای علمی نباید کج باشد.

اگر چه بسیاری از بزرگان اهل سنت گفته اند این حرف غلط است، اما به دلائلی این حرف را عده‌ای تایید کردند، بعد چنین بساطی را مثل این افراد نویسنده در تاریخ به وجود آوردند.

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا