قسمت دوم

قسمت 2

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع : « تصریح به آمدن منجی در اصول سیزده گانه دین یهود »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

تصریح به نام پیامبر و ائمه (عع) در تورات

در بحث قبلی مطالبی از تورات نقل کردیم، که در آن نام پیامبر (ص) به نام «مادماد» آمده است، همان طور که در بحث گذشته بیان شد، زمانی که با بالاترین روحانی یهود در ایران همین بحث را کردیم، ایشان عبارت را «مئود مئود» می‌خواندند.

مرحوم مجلسی در بحارالانوار می‌گوید: «از ثقات اهل کتاب شنیدم که این عبارت چنین است «ماد ماد»، و یک کلمه است به معنای محمد، ولی به «مئود مئود» تحریف شده، که مرکب است به معنی خیلی خیلی، ولی خوب باز دارد از نسل ابراهیم است.

چیزی که الان یهود قبول دارد، می‌گوید از نسل ابراهیم و اسماعیل انسان‌های بسیار بسیار زیاد خواهند آمد، و 12 نفر به عنوان رؤسا از نسل او هستند، که عبارت عبری را عرض کردم.

بنابر این بر اساس نص تورات 12 نفر به عنوان رئیس و بزرگند، و رئیس هم در جلسه قبل عرض کردم، رئیسی نیست که برای خودشان صندلی و میز درست می‌کنند، خدا آنان را واقعآ رئیس قرار داده، در عبارت تورات هم بود که این 12 نفر رئیس تولد می‌یابند، یعنی از روز تولد رئیس و ولی خدا هستند.

 

کلامی در مورد الواح حضرت موسی (ع)

بحث منجی عالم و تحول جهانی، و اینکه عدل جای ظلم خواهد نشست، در تورات هم مطرح شده است.

ابتدا عرض کنم که موسی بن عمران حدود سه هزار و 300 سال قبل، یعنی 13 قرن قبل از میلاد حضرت مسیح بوده است، تورات الواحی است که بر موسی بن عمران نازل شد، این الواح در سوره مبارکه اعراف آیه 145 آمده است: (وَ کتَبنا لَهُ فِی الاَلواحِ)، الواح جمع لوح است، لوح صفحه‌ای است که بر آن نوشته می‌شود، الواح صفحاتی بوده که روی آن تورات نوشته شده بود.

قرآن کریم به زمانی که حضرت موسی در کوه طور بود اشاره کرده و می‌فرماید: (وَ واعَدنا مُوسَی ثَلاثینَ لَیلَهً وَ اَتمَمناها بِعَشرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ اَربَعینَ لَیلَهً). در آن چهل شب، که سی شب بود و ده شب اضافه شد، الواح به موسی بن عمران داده شد.

در این الواح چه چیزهایی نوشته شده بود؟ (وَ کتَبنا لَهُ فِی الاَلواحِ مِن کلِّ شَیءٍ)، برای موسی بن عمران در الواح چیزهایی را نوشتیم و دادیم.

مفسرین می‌گویند «من» در اینجا تبعیض است، یعنی نه هر چیز، بلکه از هر چیز مقداری نوشتیم، به اندازه‌ای که ظرف آن زمان از نظر افکار و روش مردم اقتضا می‌کرد، چون عرضه فرع بر تقاضا است. تقاضا چقدر بوده، آن مردم چگونه بوده‌اند، تقاضای دین جهانی حضرت محمد(ص) چقدر است، آن وقت می‌شود قرآن، این می‌شود عرضه.

لذا می‌فرماید: از هر چیز مقداری دادیم، (مَوعِظَهً وَ تَفصیلا لِکلِّ شَیءٍ)؛ در تمام امور مواعظ را دادیم، که کردار و گفتار چه باشد، وظایف شما از نظر اخلاق چیست، و نیز همه چیز را همان اندازه‌ای که نیاز بود تفصیل دادیم، حلال و حرام، اعتقادات، معاد و قیامت، ما همه را آن طوری که باید و شاید، و ظرف آن زمان اقتضا می‌کرد گفتیم.

(فَخُذها بِقُوَّهٍ)؛ ای موسی تمام این الواح را با قوت و قدرت بگیر، یعنی همه را تبیین کن و از کسی نترس، ما تو را کمک می‌کنیم.

 

فرمان الهی به بنی‌اسرائیل در تبعیت نیکو از الواح

(وَ امُر قَومَک یاخُذُوا بِأَحسَنِها)؛ به قومت هم امر کن، که خوب عمل کنند، تو با قدرت بگیر، آنان هم به نیکوترین وجه بگیرند، تو نترس آنان هم دنبال هوا و هوس نباشند، شریعت را خوب معنا کرده و عمل کنند، و به نفع خودشان تغییر ندهند، شریعت موسی دین الهی است، گر چه می‌توان گفت آغازگر ندای توحید از ابراهیم خلیل بود، ولی وقتی این بانگ همه جا را فرا گرفت از حلقوم مبارک موسی بن عمران خارج شد.

در آخر آیه هم آمده: (سَأُریکم دارَ الفاسِقینَ)؛ من در آینده به تو نشان خواهم داد و خانه فاسقین را خواهی دید، در لغت می‌گویند «فسق النواه»، نواه یعنی هسته، هسته از پوست بیرون آمدن، فاسق یعنی کسی که از پوست بیرون می‌آید، از آن چارچوب و نظام خودش را خارج کرده، این کسی که خودش را خارج کرده، خدا خانه‌ای برایش درست کرده، آن خانه را هم تو و همه آنان خواهند دید، که این اشاره به قیامت است.

 

اصول سیزده گانه دین یهود

یهود 13 اصل دارد، بر اساس اصول آنان مسیحی که همه به انتظار او هستند خواهد آمد، بنابر این مساله مهدویت و منجی، گرچه با تعبیر مسیح آمده، ولی مسیح هم عبارت دیگری از مهدی (ع) است، چون مسیح با اوست، هرجا سخن از حکومت مسیح هست، حکومت مهدی (ع) منظور است، و هرجا سخن از ظهور مهدی(ع) است، نزول حضرت عیسی بن مریم هم همان جاست، این‌ها با هم لازم و ملزومند.

اصول 13 گانه دین یهود عبارتند از:

1 ـ خداوند یکتاست.

2 ـ خداوند حاضر و ناظر بر اعمال است.

3 ـ خداوند جسم نیست و از جمیع جهات مجرد است، خداوند نور است، ما که نمی‌توانیم بفهمیم یعنی چه؟ خدا را نمی شود دید، خدا نور است، همه عالم را بنگری همه خداست، (فَاَینَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجهُ اللّهِ).

بنابر این جسم نیست که آدم بخواهد ببیند، ولی خدا عقل داده و می‌گوید این نظام و این برنامه‌ها مگر می‌تواند بدون خالق باشد؟ اگر یک سلول در اصل ترکیب انسان کم و زیاد بشود، همه چیز به هم می‌ریزد، هم جسم که به دنیا می‌آید جسمی است ناتوان، و هم عقل ناتوان است، این‌هایی که عقب افتاده به دنیا می‌آیند، مشکل فقط یک سلول است، فقط یک کروموزم.

4 ـ خداوند قدیم و ازلی است، قدیم یعنی قدیم ذاتی است، اول ندارد، و ازلی است.

5 ـ هیچ کس را جز او نباید عبادت کرد، (سَبِّحِ اسمَ رَبِّکَ الاَعلی É الَّذِی خَلَقَ فَسَوّی É وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدی É وَ الَّذِی اَخرَجَ المَرعی)؛ خدایی که همه را آفریده، چنین و چنان است.

در روایات است هر کسی سوره مبارکه اعلی را بخواند، در روز قیامت از همه درها وارد بهشت می‌شود، این به همین دلیل است، چون به همه نعمت‌های زمین و آسمان اشاره می‌شود، به نبوت اشاره می‌شود، به آنان که منحرف شده‌اند اشاره می‌شود، سوره اعلی را در نماز صبح اگر آدم حال داشته باشد بخواند، خیلی لذت بخش است.

6 ـ حضرت موسی جزء انبیا است، یعنی از سرداران است، و نبوتش نبوتی است که شریعت دارد.

7 ـ خداوند بر افکار نوع انسان واقف است.

8 ـ نبوت حضرت موسی نبوتی است درست، آسمانی و بدون خدشه، و آنچه دشمنان در باره موسی بن عمران گفتند درست نبود، و ساحرانی که

مخالف او بودند رسوا شدند.

9 ـ تورات از جانب خداست.

10 ـ احکام شریعت موسی و تورات قابل تغییر و تبدیل نیست، یعنی دست انسان نیست که بخواهد دینی را عوض کند، تا روزی که پیامبر دیگری بیاید وجود دارد، دین او جانشین این دین می‌شود، جز دین اسلام، که دیگر جانشین ندارد و الی الابد است.

11 ـ خداوند ظالم را مجازات می‌کند و عادل را حمایت می‌کند.

12 ـ سلطان مسیح از نسل داود حتمآ ظهور خواهد کرد، این اصل مورد بحث ماست.

13 ـ مردگان مستعد و آماده زنده شدن برای حساب باید باشند.

 

تصریح به ظهور منجی در اصول یهود

بنابراین توحید، عدالت خدا، نبوت، عبادت و معاد، و بعد مساله 12 و این که جهان باید امامت بشود، امامت هم با ظهور مسیح و با آمدن مسیح است، مسیح به معنای عیسی بن مریم نیست، بلکه به معنای این است که کسی خواهد آمد که با حقیقت است، منجی است و جهان را پر از عدل خواهد کرد.

در کتاب‌ها تحت عنوان ماشیح آمده است، این ماشیح نه اینکه در تورات باشد، بلکه کلمه‌ای است که در عبارات علما بسیار به چشم می‌خورد، البته تعابیر دیگری هم دارد، که در بحث بعد بیان می‌کنم.

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا