قسمت چهارم

قسمت 4

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع : « بشارات انجیل به آمدن حضرت مهدی (ع) و تحریف آن »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

کلامی در نگارش انجیل توسط حواریون

در چند بحث قبل بیان کردیم، که تورات به پیامبر آخرالزمان تحت کلمه «ماد ماد» به عقیده ما، و «مئود مئود» به تعبیر علمای یهود اشاره کرده، و نکته مهم این بود که تصریح نموده آن پیامبر 12 وصی و جانشین خواهد داشت و همه فرزند ابراهیم و اسماعیل هستند، این را در مباحث قبل توضیح دادم.

در این جلسه در مورد انجیل سخن می‌گوییم، اولین نکته قابل بیان این است که، بر اساس اعتقاد تمام مسیحیان نوشتن انجیل تقریبآ از سال 65 میلادی شروع گردید، اول انجیل مرقس، دوم انجیل متی، سوم انجیل لوقا، و چهارم انجیل یوحنا نوشته شد، بنابر این انجیلها به دست انسان‌ها نوشته شده است، این را همه معتقدند.

اما قرآن ما مسلمانان این چنین نیست، که به دست انسان‌ها و صحابه پیامبر(ص) نوشته شده باشد، بلکه به انشاء شخص پیامبر اکرم (ص) کتّاب وحی، که نویسندگان وحی بودند، نوشته شده است.

 

اقرار رئیس ارامنه به کلام خدا بودن قرآن کریم

در سال 75 و 76 هجری شمسی در بیروت با جاثلیق رئیس ارامنه بحثی داشتم، ایشان گفت :

«کتاب مسلمانان یعنی قرآن، گذشته اینکه محتوایش بسیار بالاست و ربطی به تورات و انجیل ندارد، از جهت دیگر نیز خیلی مهم است، و آن این است که کلماتش یک یک کلمات خداست، بلکه زیر و زبر آن هم کلام خداست، پیامبر اکرم (ص) این کلمات را ادا کرده، یعنی از حلقوم مبارک ایشان صادر شده، ولی انشاء خداست، نه این که معنایی به پیامبر وحی شده باشد، و پیامبر آن معنا را با لفظ خودش و تعابیر خودش درآورده باشد».

وقتی گفته می‌شود: (سَبِّحِ اسمَ رَبِّکَ الاَعلی É الَّذِی خَلَقَ فَسَوّی É وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدی É وَ الَّذِی اَخرَجَ المَرعی) ؛ این آیات کریمه درست همان آهنگ وحی بر گوش و قلب پیامبر(ص) است، همان از حلقوم مبارک ایشان صادر می‌شود، نه اینکه محتوایی به پیامبر(ص) اعلام شود، و ایشان آن را به انشاء خودش بیان کرده باشد.

و حتی به قول رئیس ارامنه: «این مهمترین امتیازی است که برای مسلمانان است، که می‌توانند بگویند دین ما دین الهی و کتاب ما کتاب آسمانی است، ولی ما نمی‌توانیم بگوییم انجیل ما کتاب آسمانی است، یا یهود بگوید تورات کتاب آسمانی است، زیرا انجیل را بعدآ حواریون نوشته‌اند، همه هم معتقدند که انسان‌ها انجیل را نوشته‌اند.

این یک نکته بسیار مهمی است، امتیاز ماست، که خود آن‌ها این را پذیرفته‌اند.

 

کلامی در باطل بودن اعتقاد مسیحیت در مورد حضرت عیسی (ع)

مسیحیت در مورد حضرت عیسی عقیده دارند که او نور خداست و صفات او صفات خداست و خدای متعال در چهره عیسی بن مریم کشف گردید.

عقیده مسلمانان این است که پیامبر اکرم (ص) مظهر اسماء الحسنی است، مظهر صفات خداست، مظهر بودن تا صاحب مظهر بودن، ظل بودن تا صاحب ظل بودن، سایه بودن تا صاحب سایه بودن، خیلی تفاوت دارد.

ما معتقدیم پیامبر ظل خداست، نه در ظل خداست، نه تنها پیامبر (ص) بلکه ائمه هدی (عع) هم ظل خدا هستند، تفسیر اسم اعظم این است که امام و حجت خدا ظل اسم اعظم هستند.

این نکته نکته مهمی است، ما وجود مقدّس امام زمان ارواحنا له الفداء را ظل اسم اعظم می‌دانیم، نه در ظل اسم اعظم، و نه خود اسم اعظم، خود اسم اعظم اسم خداست، در اسم اعظم حلول است، آنان ظل اسم اعظمند، این اعتقاد ماست.

این اعتقادهای خرافی در یهود و نصاری است، که می‌گویند حلول کرده، و به معنای این است که خداست که دارد حرف می‌زند، ما می‌گوییم قرآن کلام خداست، بله پیامبر حرف می‌زند ولی پیامبر کلام خدا را بیان می‌کند.

 

بشارت انجیل به آمدن حضرت مهدی (ع) و تحریف آن

در عین حال آنان ادعا می‌کنند آن‌چه در انجیل آمده حرفهایی است که عیسی گفته، از جمله چیزهایی که حضرت عیسی (ع) گفته عباراتی است که در اصحاح 14، آیه 16 انجیل آمده، که ترجمه فارسی اش این است: «خودم از پدر می‌خواهم تا پاراکلیتوس (حامی) دیگری به شما ببخشد».

در انجیل موجود این گونه است، ولی ما می‌گوییم در انجیل تحریف صورت گرفته، و «پا» درست نیست و در اصل انجیل «پ» بوده، یعنی پرکلیتوس، فرق «پ» با «پا» این است: پاراکلیتوس به معنای روح القدس و حامی، و پرکلیتوس به معنی پسندیده شده و ستایش شده است، که این کلمه تطبیق می‌کند با لفظ محمد(ص)، ما معتقدیم که عبارت اولیه انجیل پرکلیتوس بوده است.

یکی از محققین مسیحی در واتیکان با من ملاقاتی داشت، تز دکتری‌اش راجع به همین پاراکلیتوس بود، تز خود را برای من آورد و گفت: بر اساس تحقیقاتی که کرده‌ام کلمه «پاراکلیتوسی» که در انجیل وجود دارد سابقه علمی و ادبی ندارد، آنچه سابقه دارد پرکلیتوس است، از 700 سال قبل از میلاد مسیح شعرایی مانند هومر بودند که مجموعه ادبی داشتند، تمام آنها کلمه پرکلیتوس را به کار می‌بردند، و اصلا کلمه پاراکلیتوس متداول نبوده است.

گفتیم به اعتقاد مسیحیان انجیل از سال 70 یا 65 میلادی به بعد نوشته شده، ولی انجیل‌های موجود بر اساس نسخه‌ای تنظیم شده که تقریبآ سال 300 میلادی نوشته شده است، یعنی حدود 1700 سال پیش، در این نسخه پاراکلیتوس وجود دارد، بی تردید در نسخه اولیه انجیل پرکلیتوس بوده، و چون نخواستند بر محمد(ص) تطبیق داده شود، لفظ پرکلیتوس را به پاراکلیتوس تغییر دادند.

 

بشارتی دیگر از انجیل در مورد حضرت مهدی (ع)

در اصحاح 16 آیه 7 انجیل آمده: «من (حضرت عیسی) به شما حقیقت را می‌گویم رفتن من برای شما سودمند است؛ زیرا اگر نروم پاراکلیتوس نزد شما نمی‌آید»، که این جا هم پاراکلیتوس آمده است.

در همین اصحاح 16، بند 14 و 15 و 16 عبارت دیگری است، که می‌گوید: «این کسی که خواهد آمد شما او را نخواهید دید و خواهید گفت ما او را نمی بینیم و به او ایمان نمی آوریم، در حالی که او غائب و از نظرها پنهان است».

پاراکلیتوس و پرکلیتوس را در لغت عربی فارقلیط یا فرقلیط گفته اند، فار و فر معرب پار و پر است.

در هر حال انجیل چنین بشارتی را به آیندگان داده، و این بشارت را مسیحیت هم پذیرفته‌اند، لذا آنان هم در انتظار قرار دارند، و می‌گویند منجی خواهد آمد، همان طور که تورات موسی بن عمران بشارت داده است، او هم می‌خواسته به جامعه مسیحی بگوید شما به انتظار منجی باشید، که خواهد آمد.

بر این اساس آمدن منجی و مصلح و تحول جهانی در آخرالزمان یک مطلب ساده‌ای نیست، که قومی بگویند و قومی نگویند، تمام اهل کتاب به این معنا تصریح کرده‌اند، با اصطلاحات و عبارات مختلفی که خودشان دارند.

 

اختلاف بین اسلام و انجیل موجود در زمان نزول حضرت عیسی (ع)

با علمای مسیحی در واتیکان که صحبت می‌کردم آنان به همین تکیه می‌کردند، و معتقد بودند چنین کسی خواهد آمد، فقط در یک نکته با ما اختلاف داشتند، که در مورد آن بحث‌های زیادی با آنان کردم، آن نکته این بود که می‌گفتند عیسی بعد از مرگ دنیا و پایان دنیا خواهد آمد، اما این را از کجا می‌گفتند؟

چون در اصحاح 16 انجیل در باره منظومه شمسی صحبت می‌کند، که روزی خورشید خواهد گرفت و ستارگان خواهند ریخت، و می‌گوید آن زمان قیامت واقع می‌شود، در ضمن این مساله نزول عیسی را مطرح می‌کند، از این جهت می‌گویند این مربوط به قیامت است.

در بحث‌هایی که با آنان داشتم گفتم: خودتان هم می‌دانید که در انجیل تحریفاتی صورت گرفته، در عین حال، این به معنای تقارن است نه به معنای یک زمان، یعنی ظهور حضرت مهدی (ع) و نزول حضرت عیسی (ع) در آخرالزمان خواهد بود، قیامت هم در آخرالزمان می‌باشد، ممکن است بین این دو زمان صدها سال فاصله باشد، ما نمی‌دانیم اختلاف چقدر است، لکن این قدر می‌دانیم که اینها همه مربوط به آخرالزمان است، و انجیل هم خواسته حوادث آخرالزمان را بیان کند، آنان تقریبآ پذیرفتند که یک چنین چیزی در انجیل هست.

به هر حال، منظور این است که متن انجیل بشارت می‌دهد به آمدن منجی برای جهان، و آن بشارت هم اشاره‌ای است به شخص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا