قسمت پنجم

قسمت 5

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع : « اختلاف عقیده گروه‌های مختلف مسیحیت در مورد زمان نزول عیسی »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

بحث از منجی و آخر الزمان و آمدن مسیح در تمام قسمت‌های انجیل

بحث در مورد بشارت‌های کتب آسمانی به آمدن منجی آخر الزمان بود، در این بحث در مورد اناجیل اربعه و نامه‌های رسولان، که نوشته‌های پطرس و دیگران می‌باشد، سخن می‌گوییم.

این طور که تاریخ نشان می‌دهد در 300 سال اول دین مسیحیت این بحث رواج داشته، که عیسی خواهد آمد، و دنیا دنیای عدل شده و ظلم و ستم از بین خواهد رفت، تقریبآ شبیه همان حرفی که اسلام در مورد آمدن حضرت مهدی (ع) می‌زند، و اینکه گفته می‌شود :«یملاَ ُ اللّهُ الاَرضَ قِسطآ وَ عَدلا بَعدَ ما مُلِئَت ظُلمآ وَ جَورآ».

این در آغاز مسیحیت متداول بوده و در کتاب‌هایشان هم آمده، ولی نمی‌دانیم بعد از گذشت 300 سال چه شده که این بحث تقریبآ کمرنگ شده، یا احیانآ متروک شده، و در قرن‌های اخیر این بحث دوباره زنده شده است.

غیر از آن بحثهایی که در بحث قبل داشتم، در موارد مختلف انجیل یوحنا به آمدن حضرت عیسی از آسمان تصریح شده است، ذکر این نکته لازم است، که در میان اناجیل اربعه، انجیل یوحنا و مکاشفات یوحنا بیشتر مورد توجّه مسیحیت است.

در عبارات انجیل یوحنا آمده: عیسی مسیح در هوا و در زمین خواهد بود، در مورد هوا می‌گویند عیسی بر ابر سوار شده و حرکت می‌کند، این ابر که در کتابهایشان وجود دارد اگر واقعیت داشته باشد، تاویلش همین است که با یک سلطه و قدرت خاصی که آن قدرت الهی و حمایت خدای جل و علا است، خواهد آمد.

می‌گویند: بعد از ظهور در هوا نزول در زمین است، نزول در زمین برای از بین بردن ظلم‌هاست، بعد می‌گویند: مرحله سوم دارد، که برای نجات خاصان خودش هست، که این تعبیر در مسیحیت امروز رواج پیدا کرده است.

برای کسانی که بخواهند روی این موضوع تحقیق کنند، موارد دیگر در عهد قدیم و جدید را ذکر می‌کنم:

انجیل یوحنا باب 14 آیه 3 و 21 و 22 و 23 ؛ انجیل متی باب 24 آیه ،32 51 و 25، انجیل مرقس باب 13؛ انجیل یوقا باب 21، مکاشفات یوحنا آیه 7، 12، 20 و 22، کتاب دانیال باب 7 آیه 13 و 14، کتاب زکریا باب 4 آیه 14، در این مورد به نزول عیسی و جنگ او با دجال اشاره کرده است.

 

اختلاف عقیده گروه‌های مختلف مسیحیت در مورد زمان نزول حضرت عیسی

مسیحیت سه گروه هستند:

1 ـ کاتولیک، که چهره عمیق و وسیع مسیحیت و وابستگان به واتیکان و پاپ اعظم هستند، آنان خیلی به ظاهر انجیل معتقد بوده و به تاویل کلمات آن عقیده ندارند، مانند بعضی از مسلمانان که خیلی به ظهور احادیث و آیات تکیه می‌کنند و از تاویل و تفسیر و تبیین آن‌ها برحذر هستند.

2 ـ ارتدوکس.

3 ـ پروتستان.

با همه این گروه‌ها صحبت کرده‌ام، ارتدوکس و پروتستان عقیده کاتولیک‌ها را ندارند، کاتولیک‌ها در مورد آمدن حضرت عیسی روی قسمت سوم یعنی نجات خاصان در قیامت تکیه می‌کنند، اما اینکه به زمین آمده و ظلم را از بین خواهد برد، تکیه نمی‌کنند.

در مورد این که عیسی به زمین خواهد آمد و ظلم را از بین خواهد برد با مسیحیان زیاد صحبت کرده ام، حتی با راتسینگر که پاپ بود و مستعفی شد، مفصل صحبت کردم، و گفتم که این نمی‌تواند بدون حکومت باشد، و همین است که او منجی است، و او حکومت خواهد کرد.

این حرف نزدیک به حرف مسلمانان است، ما می‌گوییم او همراه با حضرت مهدی(ع) خواهد آمد، با هم ظلم را از بین خواهند برد، و حضرت مهدی(ع) امامت نموده، و رئیس دولت هم عیسی بن مریم خواهد بود، و حضرت عیسی از حضرت مهدی (ع) پیروی می‌نماید، این حرفی است که شیعه می‌زند، ما می‌گوییم با همین بساط است که دجال را از بین خواهند برد.

 

کلامی پیرامون دجال و خرافات مطرح شده در مورد آن

با مسیحیان که بحث می‌کردم، می‌گفتم: عیسی با دجال که شما می‌گویید جنگ خواهد کرد، دجال کیست؟ خیلی از مسیحیان تفسیر می‌کنند، شاید تفسیرشان هم درست باشد، که دجال کسی است که در دنیا محور ظلم است، و ستم و جنایت به حمایت او انجام می‌شود.

در روایات ما هم هست که حضرت عیسی دجال را می‌کشد، البته به حمایت از حضرت مهدی (ع)، ولی قاتل دجال حضرت عیسی است، در انجیل هم آمده که عیسی با دجال مقابله کرده و او را می‌کشد، اما لازمه این حرف این است که حضرت عیسی در دنیا حکومت کند.

در مورد دجال احادیثی وجود دارد که سندشان درست نیست، و بیشتر هم در کتب اهل سنت است، مثلا یک چشمش کور است، قدش و قیافه اش چطور است، چیزهایی که به افسانه شبیه تر است تا به حقیقت.

مخصوصآ که در روایات می‌فرماید :«ما مِن نَبِی اِلاّ وَ قَد حَذَّرَ قَومَهُ الدَّجّالَ»؛ از همان اول هر پیامبری مردم را از خطر دجال بر حذر می‌داشته است، و نیز در روایات آمده که دجال آخر الزمان بدترین دجال‌هاست، از او در برابر مسیح بن مریم به مسیح دجال تعبیر می‌شود، ولو اینکه مسیح را به معنای این که بر او روغن مالیده باشند معنا می‌کنند.

اما چیزی که در کتاب‌های آنان مشاهده می‌شود، می‌خواهند بگویند آدم مقدسی است، ولی آدم مقدس با دجال چطور وفق می‌دهد؟ کلمه دجال یعنی دروغگو، کسی که با قدرتی که دارد خیانت می‌کند، آن وقت این با کلمه مسیح، که لفظی است تمیز و مقدس چگونه سازگار است؟ البته در انجیل نیست، ولی در اسلام هست که خودنمایی و ریاکاری می‌کند، خودش را پاک و منزه نشان می‌دهد.

اگر بخواهیم برای تعابیری که در کلمه مسیح دجال گفته شده در دنیای امروز مصداقی پیدا کنیم، همین سرمداران بعضی از کشورها هستند، که برای تمام جنایاتی که می‌کنند توجیه قائلند، می‌گویند اگر به کشوری حمله می‌کنیم یا از ظالمی حمایت می‌کنیم، تمام این کارها برای احقاق حقوق و ایجاد عدالت است، خودشان را پاک می‌دانند.

به هر حال مسیح دجال، به معنای دجالی است که از همه ظلم و ستمش بیشتر است.

 

اعتقاد روژه گارودی و ژان گیتون به حکومت حضرت عیسی در آخر الزمان

یکی از کسانی که قبول داشت حضرت عیسی حکومت خواهد کرد روژه گارودی بود، او معتقد بود چنین اتفاقی خواهد افتاد.

ژان گیتون هم این اعتقاد را داشت، و می‌گفت این عقیده را از کشفیاتی که کردم دارم، در پاریس با او ملاقات کردم، 93 سال داشت و بیمار بود، به گونه‌ای که پزشک او را ممنوع الملاقات کرده بود، اما وقتی شنید کسی از ایران برای صحبت در مورد آخرالزمان آمده اجازه داد با او دیدار کنم و گفت: وقتی شنیدم فردی برای این بحث به فرانسه آمده، آن شب که فردایش باید می‌آمدید درست خوابم نبرد، به عشق امروز بودم که این حرف‌ها را بشنوم، خانه اش را به عنوان آثار باستانی هدیه کرد و الان هم موجود است.

آن جلسه حدودآ سه ساعت طول کشید، او بیشتر حرف می‌زد، من به ایشان می‌گفتم: پزشک گفته زیاد صحبت نکنید، گفت: این صحبت‌ها که در مورد آخر الزمان است برای من معنای خیلی بزرگی دارد و به من روح می‌دهد، در یکی از کتاب‌هایش تاریخ تولد و مرگش را نوشته بود، و گفت: از خدا خواسته‌ام صد سال عمر کنم، 93 سال دارم، 7 سال دیگر عمر خواهم کرد.

شخص دوم سفارت ایران در فرانسه با من تماس گرفت و گفت: ایشان کتابی برای ما فرستاده و پشت آن تاریخ فوتش را نوشته، و تصریح کرده از خدا خواسته‌ام صد سال به من عمر بدهد، و خدای متعال این صد سال را به من عمر می‌دهد، با این که مسیحی بود یک چنین معرفت و نورانیتی داشت، بعدآ تحقیق کردم در صد سالگی هم از دنیا رفت.

او معتقد بود حضرت عیسی باید حکومت کند، و می‌گفت: حرف کاتولیک‌ها را قبول ندارم، نه این که مثلا ارتدوکس یا پروتستان باشد، مسیحی بود، ولی کار به قوم و قبیله نداشت، می‌گفت: علم و فلسفه این اقتضا را می‌کند، تاریخ این اقتضا را می‌کند.

مطالبی بیان کردم، گفت: مطالبی که شما از پیامبر اسلام نقل می‌کنید، باید همه آن‌ها را دور تا دور بالای اتاقم بنویسم، و کنار هر کدام یک گل بزنم، که وقتی آیندگان آمدند بدانند پیامبر مسلمانان چه کلمات بلندی راجع به عدالت و انتظار و این که برترین عمل انتظار فرج است، فرموده است، و اسلام را بشناسند، این اسلام است که آمده و این حقایق را برملا کرده است، و می‌گفت: این‌هاست که دنیا را زنده می‌کند، این‌هاست که نسل جوان را امیدوار می‌کند.

 

مراحل نزول حضرت عیسی در اعتقاد مسیحیت

خلاصه مطلبی که در این بحث و بحثهای گذشته داشتم این بود که در جاهای مختلف انجیل به نزول مسیح بشارت داده شده، که شامل سه مرحله است: این که می‌گویند او خواهد آمد و بر ابر سوار خواهد شد و بر زمین خواهد آمد، خاصان خود را نجات می‌دهد.

همه این‌ها یک تفسیر صحیح دارد، بر ابر سوار خواهد شد، همان قدرت الهی است، بر زمین فرود خواهد آمد، یعنی روی زمین حکومت برقرار می‌کند و با دجال مقابله کرده و او را می‌کشد، خاصان را نجات می‌دهد، یعنی کسانی که مظلوم و پرهیزکارند را نجات خواهد داد، این‌ها تفسیرهای درستی از این مراحل است.

گرچه کاتولیکها نزول حضرت عیسی را به آخرت موکول کرده‌اند، ولی با صحبت‌هایی که با فلاسفه و بزرگان مسیحیت کردم، بیشتر آنان چنین عقیده‌ای ندارند، اما رهبران واتیکان مروّج این فکرند که مسیح در قیامت خواهد آمد، با آنان صحبت می‌کردم با حاکمیت موافق نبودند، بر خلاف پروتستان و ارتدوکس، آنان قبول داشتند، می‌گفتند: مسیح خواهد آمد و حکومت هم خواهد کرد.

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا