قسمت ششم

قسمت 6

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع : « انجیل برنابا و علت تحریم آن از طرف کلیسا »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

بشارت‌های انجیل به پیامبر (ص) و حضرت مهدی (ع)

بحث پیرامون بشارت‌های انجیل به منجی آخر الزمان بود، کلمه انجیل به معنای بشارت است، از انجیل یوحنا اصحاح 14 آیه‌های 16 و17 نقل کردم که آخرین انجیلی است که نوشته شده است، البته قبل از این آیه‌ها، آیه دیگری است، که حضرت مسیح به حواریون می‌گوید: «من می‌روم و بشارت می‌دهم به شما به آمدن پاراکلیتوس».

ترجمه پاراکلیتوس حامی و وکیل و شفیع است، بر خلاف پرکلیتوس، که به معنای پسندیده و حمد شده و ستایش شده است.

در آیه 16 و 17 علاوه بر اینکه می‌گوید چه کسی خواهد آمد، می‌گوید او را نخواهید دید و در غیبت به سر خواهد برد، ولی در میان شما حاضر است.

این آیات به وجود مقدّس امام زمان ارواحنا له الفداء اشاره دارد، و دو آیه قبل به بعثت پیامبر اکرم (ص) اشاره می‌کند، چون در آنجا کلمه پاراکلیتوس هست، ولی در غیبت به سر بردن در آن جا نیست و در این جا وجود دارد، لذا می‌توان این استفاده را از این عبارات کرد.

نکته‌ای که باید ذکر کنم آن است که انجیل ترجمه‌های مختلفی دارد، و هیات علمی کلیسا انطباق آن‌ها را با انجیل اصلی تایید کرده، از این رو کسی نباید در این مطالب تردید کند، البته انجیل اصلی را در واتیکان دیدم که برای قرن سوم یعنی 1700 سال پیش است، و با تشریفاتی زیر شیشه گذاشته شده، و کاملا مراقبت می‌کردند تا محفوظ بماند.

به هر حال این مسلم است که این مطالب در انجیل است، و کسی نباید تردید کند که مثلا ساختگی باشد، زیرا کلیسا این ترجمه‌ها را تایید کرده، و آنچه بیان می‌کنم ترجمه عربی انجیل است.

 

ادعای خرافی فرزند خدا بودن حضرت عیسی (ع)

عبارت عربی انجیل یوحنا، اصحاح 14 آیه 16 و 17 این گونه است: «و انا اطلب من الاب»؛ من از پدر می‌خواهم، پدر یعنی خدا، این‌ها عیسی را فرزند خدا می‌دانند.

البته آن چه در انجیل موجود نوشته شده، توسط حواریون انجام شده، و یک بشر نوشته نه پیامبر، آنان تخیلاتی راجع به حضرت عیسی داشتند، و چون دیدند شخصیتی والا دارد و بیماران را شفا داده و مردگان را زنده می‌کند، گفتند پس با خدا نسبت دارد، این پسر خداست، دیگر نتوانستند درک کنند که خدای متعال جسم نیست، ماده نیست.

پروردگار همان طوری که در سوره توحید آمده: (اَللّهُ الصَّمَدُ É لَم یلِد وَ لَم‌یولَد  وَ لَم یکن لَهُ کفُوآ اَحَدٌ).، خدا صمد است، یعنی پر و غنی کامل است، نه می‌زاید و نه زائیده شده، و همتایی ندارد.

توجّه نداشتند، دیدند عظمت خاصی دارد، گفتند حتمآ با خدا نسبتی دارد، این نسبت را هم نتوانستند بفهمند چیست، جلوه و ظهور خداست، تجلی اسماء الحسنای خداست، یعنی حکیم و خبیر جلوه کاملش در پیامبر اکرم (ص) است، جلوه و تجلی است، نور آفتاب از خورشید است ولی خود خورشید نیست، آنجایی که حرارت خورشید است که آن نیست، این پرتو و شعاع آن است، نتوانستند بفهمند، آمدند گفتند فرزند خداست.

این سخن حضرت عیسی نیست، اینها نسبت به او می‌دهند، می‌گویند عیسی چنین گفته، ولی او این مطالب را هرگز نگفته است، در قرآن کریم آمده که روز قیامت خدا به عیسی می‌فرماید: تو چنین چیزی گفتی؟ عیسی عرض می‌کند: خدایا تو منزهی از اینکه من چنین چیزی بگویم، بعد عیسی بن مریم از توحید با خدا صحبت می‌کند.

 

متن عبارت انجیل در بشارت به آمدن حضرت مهدی (ع)

به هر حال در آیه 16 این عبارت است :«و انا اطلب من الاب فیعطیکم معزّیآ آخر لیمکث معکم الی الابد»»، از پدر (یعنی از خدا) می‌خواهم به شما معزی دیگری عنایت کند که تا ابد با شما خواهد بود.

معزی یعنی کسی که بزرگ است، عزیز است و پیش خدا گرامی و ارجمند است، من هستم، ولی خداوند معزی دیگری به شما خواهد داد، حواریون عمر طبیعی دارند، ابد هم با عمر طبیعی سازگار نیست، گرچه خطاب به حواریون است، ولی در حقیقت مخاطب تمام انسان‌ها هستند.

در آیه 17 گوید :«روح الحقّ الّذی لا یستطیع العالم ان یقبله، لانّه لا یراه و لایعرفه»، روح حق آن چنان کسی که عالم نمی‌تواند او را بپذیرد، یعنی ظرفیتش را جهان ندارد، چون او را درک نمی کند و در یک فضای دیگری است، فضای فساد و ظلم و دنیاپرستی و ماده پرستی نمی‌تواند او را بپذیرد، چرا؟ چون او را نمی‌بیند و نمی شناسد.

این عبارتی که می‌فرماید: روح حق خواهد آمد، که دنیا او را نمی‌شناسد و نمی‌بیند، یعنی در غیبت است، این با پیامبر(ص) تطبیق نمی کند، با فرد دیگری تطبیق می‌کند که امام عصر (ع) است، یعنی همان روح حق، همان معزی، همان پراکلیتوس یا پاراکلیتوس، هر تعبیری بکنیم، این تعبیر دو مصداق دارد، یک مصداقش پیامبر اکرم(ص) و یک مصداقش امام زمان (ع) است، چون هر دو نفر این شخصیت‌های غیر متناهی و الهی نام مبارکشان محمد است.

لذا عرض کردم واژه پراکلیتوس به کسر «پ» به معنای حمد شده و پسندیده شده، با تعبیر آیه :17 «او را نمی بینند»، به امام زمان ارواحنا له الفداء تطبیق می‌کند، و آن دو آیه قبلی که تعبیر «او را نمی بینند» ندارد، به پیامبر اکرم (ص) تطبیق می‌شود.

بنابر این، در اصحاح 14 به دو نفر بشارت داده شده: یکی به پیامبر اکرم (ص) و یکی به حضرت مهدی (ع)، «و امّا انتم فتعرفونه لانّه ماکث معکم و یکون فیکم»، شما او را خواهید شناخت، با شما و در میان شما خواهد بود.

باز این جا خطاب، ولو به حواریون است، ولی در حقیقت به نسل آدم ابوالبشر است، که مثل حواریون پاکیزه‌اند و دلشان پاک است، و مطیع عیسی بن مریم هستند، و لذا با این بیان خطاب به حواریون شده است.

 

انجیل برنابا و علت تحریم آن از طرف کلیسا

نکته‌ای که در اینجا وجود دارد، این است که انجیل موجود از چهار انجیل (مرقس، لوقا، متی و یوحنا) تشکیل شده، این چهار انجیل را کلیسا تایید نموده، و بقیه اناجیل را رد کرده است.

یکی از اناجیلی که نه تنها رد شد، بلکه کلیسا آن را تحریم کرد، انجیل برنابا است، اما چرا انجیل برنابا را تحریم کردند؟ چون در آن صراحتآ بشارت به نام پیامبر اکرم (ص) بود، و این معلوم است که جنبه کاملا سیاسی دارد، و نمی خواستند در انجیل بحثی از پیامبر اکرم (ص) و خاتم انبیاء باشد، چون این‌ها عیسی را خاتم انبیاء و انجیل را آخرین کتاب می‌دانستند، و حاضر نبودند سخنان انجیل برنابا را تایید کنند.

اگر کسی اهل مطالعه و تحقیق باشد، و بی طرف هم باشد، و لو این که مسیحی و مسلمان هم نباشد، نگاه کند می‌فهمد که انجیل برنابا واقعآ انجیل است، و این تحریمی که کردند درست نیست.

همان طور که بیان کردیم تمام انجیل‌ها توسط حواریون نوشته شده و هیچکدام به دست حضرت عیسی نوشته نشده است، یکی از حواریون برنابا بود، که اهل مکاشفه هم بوده است.

اما این که می‌گویند چون اسم محمد رسول الله در آن است، پس مال مسلمانان است، حرف باطلی است، چون مسلمانان می‌گویند: اسلام و قرآن بسیار قوی و محکم هستند و همه عظمتش را قبول دارند، از این رو نیازی به درست کردن انجیل برای تایید خود ندارد.

ضمن آنکه انجیل برنابا 300 سال پیش به دست آمد، در موزه‌ای در انگلستان قرار داشت و بعد آن را به موزه‌ای که مربوط به مسیحیت است بردند و در آن جا گذاشتند، و ربطی به کشورهای اسلامی نداشته است

 

اعتراف دانشمندان به عظمت قرآن و غیر قابل مقایسه بودن آن با انجیل

در بحث گذشته ماجرای ملاقاتم با یکی از فیلسوفان بزرگ دنیای مسیحی به نام ژان گیتون را بیان کردم، او در مقایسه انجیل با قرآن می‌گفت: اصلا در برابر قرآن، انجیل حرفی ندارد بگوید.

تعبیر او این بود که در انجیل یک سلسله مسائل تاریخی آمده، ولی قرآن حقوق جامعه و حقوق زن و مرد را بیان کرده است، و می‌گفت: وقتی فرزند به دنیا می‌آید، اولین حرفی که اسلام به او می‌زند، می‌گوید حق پدر، حق مادر، بحث حق پدر و مادر را برایش مطرح می‌کند، ولی در انجیل حقی در کار نیست، مسائل اجتماعی در انجیل نیست، چند جمله مسائل تاریخی آمده است.

ژان گیتون می‌گفت: به نظر من اسلام دنیا را خواهد گرفت، قرآن آن قدر قوی است، که دنیا را به خودش متوجّه خواهد کرد، و آینده همه خواهند فهمید که قرآن چیست، و لو این که به تعبیر او مسلمانان ضعیف باشند، یا تبلیغات شما ـ به من خطاب می‌کرد، یعنی روحانیت ـ تبلیغاتتان مطابق روز نباشد و ضعیف باشد، ولی آن قدر اسلام قدرت دارد که خودش پیش می‌رود.

 

عدم نیاز مسلمانان به تحریف کتب دیگر برای اثبات حقانیت خود

قرآن با این عظمت، که به بلغا و فصحای عرب که می‌خواستند با آن مقابله کنند، فرمود: (وَ اِن کنتُم فِی رَیبٍ مِمّا نَزَّلنا عَلی عَبدِنا فَاتُوا بِسُورَهٍ مِن مِثلِهِ وَ ادعُوا شُهَداءَکم مِن دُونِ اللّهِ)؛ اگر می‌گویید از خدا نیست، مانند سوره‌ای از آن بیاورید.

یا در جای دیگر می‌فرماید: (فَاِن لَّم تَفعَلُوا وَ لَن تَفعَلُوا فَاتَّقُوا النّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النّاسُ وَ الحِجارَهُ أُعِدَّت لِلکافِرینَ)، اگر نمی‌توانید بیاورید، و هرگز هم نخواهید توانست بیاورید، پس از آتش خداوند بترسید، آتشی که خود انسان‌ها آتش گیرانه آن هستند، یعنی آن ماده‌ای که می‌سوزد و آتش را مشتعل می‌کند، خود انسان و اعمال اوست.

مسلمانان با داشتن قرآن با این عظمت احتیاج ندارند چیزی را به عنوان انجیل درست کنند، انجیلی که از عیسی نیست و از برنابا است، که یکی از حواریون می‌باشد، در سال‌های زیادی بعد از حضرت عیسی بن مریم نوشته شده است، این برای اسلام و مسلمانان چه نقشی می‌تواند داشته باشد، پس این حرف درست نیست.

 

وجود نام «احمد» در انجیل برنابا دلیلی بر حقانیت آن است

علاوه بر این که، وجود نام محمد(ص) در آن، دلیلی است بر حقیقتی که برنابا نوشته، برای اینکه در قرآن در سوره مبارکه صف همین مساله آمده است: (وَ مُبَشِّرآ بِرَسُولٍ یاتِی مِن بَعدِی اسمُهُ اَحمَدُ)؛ عیسی به بنی‌اسرائیل گفت: شما را به پیامبری که بعد از من می‌آید و نامش احمد است بشارت می‌دهم.

به نظرم کلمه احمد (ص) با یک عنایت خاصی به کار رفته، چون احمد به معنای ستایش در سطح بالاست، در سطح بالاترین ستایش‌ها، جلال‌ها، مقام‌ها، و این درست با واژه پرکلیتوس که قبلا هم عرض کردم منطبق است، نه پاراکلیتوس به معنای وکیل و شفیع و حامی.

نتیجه بحث این است که انجیل برنابا از اناجیلی است که می‌توان گفت واقعیت دارد، و این بحث که انجیل برنابا چه مطالبی دارد را ان شاء الله در بحث آینده مطرح خواهیم کرد.

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا