قسمت دهم

قسمت10

 

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع : سوره نساء آیه  159 « وَ اِن مِن اَهلِ الکِتابِ اِلاّ لَیُومِنَنَّ بِهِ قَبلَ مَوتِهِ  »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

ایمان آوردن اهل کتاب به حضرت عیسی (ع) قبل از مرگش

یکی دیگر از آیات مبارکه‌ای که به کمک روایات معتبر دلالت دارد بر ظهور امام زمان ارواحنا له الفداء، و آن تحول بزرگی که در آخر الزمان رخ خواهد داد، آیه 159 سوره مبارکه نساء است که در باره حضرت عیسی بن مریم (ع) می‌باشد:

(وَ قَولِهِم اِنّا قَتَلنَا المَسیحَ عیسَی ابنَ مَریمَ رَسُولَ اللّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکن‌شُبِّهَ لَهُم  … É بَل رَفَعَهُ اللّهُ اِلَیهِ وَ کانَ اللّهُ عَزیزآ حَکیمآ É وَ اِن مِن اَهلِ الکتابِ اِلاّلَیومِنَنَّ بِهِ قَبلَ مَوتِهِ).

بنی‌اسرائیل و یهود می‌گویند: عیسی بن مریم را کشتیم و به دار زدیم، ولی او را نکشتند و به دار هم نزدند، بر آنان اشتباه شد.

و در آیه بعد می‌فرماید: خدا عیسی را به سوی خود بالا برد، و خدا عزیز و حکیم است، و بر اساس حکمت چنین کرد.

این حکمت ماست که تمام اهل کتاب قبل از مرگ عیسی بن مریم باید به او ایمان بیاورند، یعنی باید چنین باشد، که مرگش در زمانی باشد که مسیحیت و اهل کتاب یهود و نصاری همه به او ایمان بیاورند.

 

نزول عیسی (ع) در آخر الزمان پشتوانه‌ای برای قیام مهدوی

روایات شیعه و سنی تصریح کرده که این مربوط به آخر الزمان است، یعنی عیسی بن مریم (ع) از آسمان نزول می‌کند و اهل کتاب همراه او شده

و در خدمت امام زمان (ع) قرار می‌گیرند.

حضرت عیسی (ع) روی زمین نزول می‌کند، در حالی که در آسمان وضو گرفته می‌آید، و از محاسن شریفش آب وضو می‌چکد، وقتی امام عصر ارواحنا له الفداء نگاهش به او می‌خورد، می‌فرماید: جلو بروید تا در نماز به شما اقتدا کنم، و او می‌گوید: امامت شایسته شماست، «کرامه لک»، این کرامتی است از طرف خدا برای این امت، شما جلو بایستید، و عیسی بن مریم به آن حضرت اقتدا می‌کند.

بر این اساس دنیا تکان می‌خورد، یعنی عیسی بن مریم با یک پشتوانه مردمی در سراسر جهان، همه به طرف امام زمان (ع) می‌آیند، این حکمت خداست، خدا او را برای چنین روزی قرار داده و ذخیره کرده است.

 

روایاتی از پیامبر (ص) در مورد نزول عیسی هنگام ظهور امام (ع)

1 ـ «جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ مَسرُورٍ، عَنِ الحُسَینِ بنُ مُحَمَّدِ بنِ عامِرٍ، عَنِ المُعَلَّی بنِ مُحَمَّدٍ البَصرِی، عَن جَعفَرِ بنِ سُلَیمانَ، عَن عَبدِ اللّهِ الحَکمِ، عَن اَبیهِ، عَن سَعیدِ بنِ جُبَیرٍ، عَن عَبدِ اللّهِ بنِ عَبّاسٍ، قالَ: قالَ رَسُولُ اللّهِ (ص): اِنَّ خُلَفائِی وَ اَوصِیائِی وَ حُجَجَ اللّهِ عَلَی الخَلقِ بَعدِی اثنا عَشَرَ اَوَّلُهُم اَخِی وَ آخِرُهُم وَلَدِی، قیلَ: یا رَسُولَ اللّهِ وَ مَن اَخُوک؟ قالَ: عَلِی بنُ اَبِی طالِبٍ، قیلَ: فَمَن وَلَدُک؟ قالَ: المَهدِی الَّذِی یملَؤُها قِسطآ وَ عَدلا کما مُلِئَت جَورآ وَ ظُلمآ، وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالحَقِّ نَبِیآ لَو لَم یبقَ مِنَ الدُّنیا اِلاّیومٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذَلِک الیومَ، حَتَّی یخرُجَ فیهِ وَلَدِی المَهدِی، فَینزِلَ رُوحُ اللّهِ عیسَی ابنُ مَریمَ فَیصَلِّی خَلفَهُ، وَ تُشرِقَ الأَرضُ بِنُورِهِ، وَ یبلُغَ سُلطانُهُ المَشرِقَ وَ المَغرِبَ».

مرحوم صدوق با سندش از عبدالله بن عباس روایت می‌کند، که گفت: پیامبر اکرم (ص) فرمود: جانشینان و اوصیا و حجت‌های الهی بعد از من دوازده نفرند، اولین نفر برادرم و آخرین فرد فرزندم می‌باشد، سوال شد: ای رسول خدا برادرت کیست؟ فرمود: علی بن ابی طالب، سوال شد: فرزندت

کیست؟ فرمود: مهدی که جهان را پر از عدل و داد می‌کند بعد از این که پر از ظلم و جور شده است.

قسم به خدایی که مرا پیامبر قرار داد، اگر از دنیا جز یک روز نماند، خدا این روز را طولانی می‌کند، تا فرزندم مهدی قیام کند، و از آسمان عیسی نازل شود، و پشت سر او نماز بخواند، زمین به نور او روشن شود، و قدرتش مشرق و مغرب را می‌گیرد.

2 ـ «مُحَمَّدُ بنُ عَلِی ماجیلَوَیهِ، عَن عَمِّهِ مُحَمَّدِ بنُ القاسِمِ، عَن اَحمَدَ بنِ هِلالٍ، عَنِ الفَضلِ بنِ دُکینٍ، عَن مَعمَرِ بنِ راشِدٍ، قالَ: سَمِعتُ اَبا عَبدِ اللّهِ الصّادِقَ (ع) یقُولُ: اَتَی یهُودِی النَّبِی (ص)، فَقامَ بَینَ یدَیهِ یحِدُّ النَّظَرَ اِلَیهِ، فَقالَ: یا یهُودِی ما حاجَتُک؟ قالَ: اَنتَ اَفضَلُ اَم مُوسَی بنُ عِمرانَ النَّبِی الَّذِی کلَّمَهُ اللّهُ وَ اَنزَلَ عَلَیهِ التَّوراهَ وَ العَصا وَ فَلَقَ لَهُ البَحرَ وَ اَظَلَّهُ بِالغَمامِ؟ فَقالَ لَهُ النَّبِی (ص): اِنَّهُ یکرَهُ لِلعَبدِ اَن یزَکی نَفسَهُ، وَ لَکنِّی اَقُولُ … یا یهُودِی، وَ مِن ذُرِّیتِی المَهدِی، اِذا خَرَجَ نَزَلَ عیسَی بنُ مَریمَ لِنُصرَتِهِ فَقَدَّمَهُ وَ صَلَّی خَلفَهُ».

مرحوم صدوق با سندش از معمر بن راشد نقل می‌کند که گفت: شنیدم امام صادق (ع) می‌فرمود: یک مرد یهودی خدمت پیامبر (ص) آمد، و جلوی ایشان ایستاد، نگاه عمیق و تندی به پیامبر می‌کرد، پیامبر فرمود: ای یهودی چه کار داری که ایستاده‌ای؟ گفت: می‌خواستم بدانم تو بالاتری یا موسی بن عمران، که خدا با او حرف می‌زد، تورات بر او نازل شد، عصا به دست او داد و اژدها شد، دریا برایش باز شد و خشک گردید، خدا ابر را بر سر او و قومش انداخت، آن همه قدرت، آن همه معجزه، تو بالاتری یا او، چون او یهودی بود، به نظرش موسی از ایشان برتر بود.

پیامبر (ص) جواب داد: خدا دوست ندارد که کسی از خودش تعریف کند، اما چون از من می‌پرسی، من از خودم تعریف می‌کنم، پیامبر (ص) مواردی را ذکر کرد، تا این که فرمود: مهدی از فرزندان من است، هنگامی‌که قیام کند، عیسی بن مریم برای یاریش از آسمان فرود می‌آید و فرزندم مهدی را جلو قرار داده، و پشت سرش نماز می‌خواند.

 

نزول عیسی در قیام مهدوی نشات گرفته از حکمت الهی

عجیب است پیامبر اکرم (ص) به قرآن افتخار نکرد، به خاتمیتش افتخار نکرد، این افتخار ماست، روی نقطه‌ای ایستاد که آن یهودی نتواند حرف بزند، چون وجود مقدّس مهدی (ع) و تحول آخر الزمان مورد قبول اهل کتاب بود، تورات با یک بیان، انجیل با یک بیان، تحول جهانی همه زیر پرچم توحید، همه ادیان، پیامبر اکرم (ص) روی نقطه حساس، مهم‌ترین نقطه انگشت گذاشت، مهدی فرزند من است، او خواهد آمد.

بعد دنبال این جمله فرمود: عیسی از آسمان فرود می‌آید، پشت سر او نماز می‌خواند، به او اقتدا می‌کند، مرد یهودی مبهوت شد، به یهودیان گفته بود: می‌روم محمد (ص) را مبهوت می‌کنم، مجابش می‌کنم، برگشت و گفت: من مجاب شدم.

عرض کردم احادیث شیعه و سنی در مورد نزول حضرت عیسی فراوان و متواتر است، اصلی است مسلّم نزد شیعه و سنی، قرآن می‌فرماید: (بَل‌رَفَعَهُ اللّهُ اِلَی هِ وَ کانَ اللّهُ عَزیزآ حَکیمآ É وَ اِن مِن اَهلِ الکتابِ اِلاّ لَیومِنَنَّ بِهِ قَبلَ مَوتِهِ)، در هر کجای قرآن که خدای متعال وصفی از خودش آورده است، این وصف اشاره به آن مطلبی است، که در آن جا قرار داده، چون مطلب نزول عیسی و قیام امام مهدی (ع) است، بر اساس همان عزیز و حکیم آمده، خدا حکیم است و بر اساس حکمت عیسی را بالا برد و برای امام مهدی (ع) ذخیره کرد.

خدای عزیز و قدرتمند امام زمان (ع) را عزیز قرار می‌دهد، آن نقطه توحید که تمام جهان بر دور او حرکت می‌کنند را عزیز قرار داده است.

 

اشعاری از مرحوم کمپانی در فضیلت مقام ائمه (عع)

این معنی در اشعار شاعران هم وجود دارد، مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی کمپانی به همین نکته خطاب می‌کند به امام عصر (ع)، می‌گوید:

دلبرا دست امید من و دامان شما         سر ما و قدم سرو خرامان شما

تا می‌رسد به این جا:

چیست تورات ز فرقان شما رمزی بس         یک اشارت بود انجیل ز قرآن شما

هست هر سوره به تحقیق ز قرآن حکیم         آیه ی محکمه‌ای در صفت شان شما

خطاب می‌کند به امام عصر ارواحنا له الفداء، و این که تورات در برابر قرآن چیست، انجیل در برابر قرآن چیست؟ همه کتب آسمانی توصیف گر فضائل شما هستند.

 

گفتگو با مسیحیت در عدم صحت گفتارشان در نزول عیسی در قیامت

مسیحیت هم معتقد به نزول حضرت عیسی (ع) هستند، در رم با رادسینگر که رییس کمیته علمی واتیکان بود و به مقام پاپی هم رسید و عده‌ای از کاردینال‌ها این بحث را مطرح کرده و گفتم: عیسی بن مریم برای حمایت از امام مهدی (ع) نزول خواهد کرد.

چون مسیحیت کاتولیک، اعتقادی سنتی و تعبدی دارند، می‌گویند: بر اساس انجیل عیسی در آخرت و روز قیامت برای شفاعت می‌آید.

به آنان گفتم: از کجای انجیل این مطلب را فهمیده‌اید، انجیل را باز کرده و اصحاح 24 را برایشان خواندم، در آنجا در مورد آخر الزمان می‌گوید: آسمان‌ها به هم می‌ریزد، کواکب نورش تمام می‌شود، همچنین نزول عیسی را بیان می‌کند، گفتم: بین نزول عیسی و این که منظومه شمسی و کواکب به هم خواهد ریخت فاصله زیادی وجود دارد.

در آن جمع گفتم: به عقیده من انجیل نمی‌گوید عیسی روز قیامت خواهد آمد، انجیل می‌گوید: عیسی در آخر الزمان نزول خواهد آمد، ولی این که می‌گویید با به هم خوردن منظومه شمسی یک زمان است، این گونه نیست،

بلکه مقارن هستند، هر دو در آخر الزمان است، چه بسا ممکن است بینشان چند صد سال فاصله است، ولی تقارن دارند.

این تقارن نشان می‌دهد بر این که قبل از قیامت خواهد بود و عیسی حکومت خواهد کرد، ما مسلمان‌ها معتقدیم عیسی می‌آید، به امام مهدی(ع) اقتدا می‌کند، حضرت مهدی (ع) شورای حکومتی تشکیل خواهد داد، حضرت عیسی رئیس دولت و رئیس الوزراء و فرمانده خواهد بود.

آنان از این تعبیرهای من خیلی لذت می‌بردند، می‌گفتند خیلی جالب است، ولی چه کنیم کلیسا این گونه تفسیر کرده است، گفتم: این تفسیر درست نیست.

حتی رادسینگر هم نتوانست جواب مرا بدهد، و گفت: یک قرار قبلی دارم، این بحث مفصل را برای بعد بگذارید، که عازم ایران بودم و نتوانستم بمانم و بحث را ادامه بدهم.

در این مورد مباحث دیگری نیز مطرح است، که در بحث‌های بعدی بیان خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن