قسمت نهم

 

قسمت 9

 

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع : سوره آل عمران آیه 33 « اِنَّ اللّهَ اصطَفی آدَمَ وَ نُوحآ وَ آلَ اِبراهیِمَ…  »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

بحث پیرامون آیات مبارکه‌ای بود، که روایات صحیح و معتبر تحقق آن آیات شریفه را به وجود مبارک امام زمان ارواحنا له الفداء منوط دانسته است، در دو جلسه پیش آیه شریفه 33 سوره مبارکه آل عمران تلاوت شد، در این جلسه همان بحث را به حول و قوه الهی تکمیل می‌کنم.

(اِنَّ اللّهَ اصطَفی آدَمَ وَ نُوحآ وَ آلَ اِبراهیمَ وَ آلَ عِمرانَ عَلَی العالَمینَ É ذُرِّیهً بَعضُها مِن بَعضٍ وَ اللّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ).

خدا آدم و نوح را و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برکزید، این آل ابراهیم و آل عمران شخصیت‌هایی هستند، که هر کدام پس از دیگری فرزند یکدیگر هستند.

 

امام زمان (ع) برگزیده‌ای از میان برگزیدگان الهی

در دو جلسه پیش حدیث مفصلی را نقل کردیم، که مرحوم نعمانی با سند صحیح از امام باقر (ع) نقل کرده بود، اجمالا مطالبی را از آن ذکر می‌کنم.

امام باقر (ع) به جابر بن یزید جعفی فرمود: ای جابر چنین روزهایی در آینده خواهد بود، چه تحول‌هایی خواهد شد، و در آن زمان فرزند ما حضرت مهدی (ع) خواهد آمد و با جهانیان چنین و چنان صحبت خواهد کرد، که فرمایشات آن حضرت هنگامی‌که می‌خواهند قیامشان را اعلام

کنند، در جلسه پیش مطرح شد.

بعد امام عصر روحی فداه ضمن تلاوت آیه فرمود: من مصطفی و برگزیده هستم، از ابراهیم و نوح و انبیاء و پیامبر اکرم(ص)، هر کس بخواهد در مورد سنت پیامبر (ص) با من احتجاج کند که سنت رسول الله (ص) چیست، من سزاواترین فرد به سخن گفتن هستم

این حدیث در باره این است که امام زمان ارواحنا له الفداء خود را مصطفی و برگزیده و مصداق این آیه ذکر فرموده است .

 

اجتماع ناگهانی یاران امام زمان (ع) هنگام ظهور نزد ایشان

بعد امام باقر (ع) می‌فرماید :«فَیجمَعُ اللّهُ عَلَیهِ اَصحابَهُ ثَلاثَمِائَهٍ وَ ثَلاثَهَ عَشَرَ رَجُلا، وَ یجمَعُهُمُ اللّهُ لَهُ عَلَی غَیرِ میعادٍ، قَزَعآ کقَزَعِ الخَریفِ…».

در یک لحظه 313 نفر در مکه دور حضرت جمع می‌شوند، آنان از شخصیتهای برجسته و چه بسا حاکمان دنیا هستند، و نمایندگان حضرت هستند به فرمان امام زمان ارواحنا له الفداء می‌باشند.

خداوند همه را بدون قرار قبلی جمع می‌کند، چون بنا نیست معلوم شود ظهور کی است، همه در یک لحظه می‌فهمند، حتی اصحاب و حاکمانی که به عنوان نمایندگان امام زمان ارواحنا له الفداء در دنیا پخش خواهند شد، مانند ابر پاییز با سرعت می‌آیند و جمع می‌شوند.

 

افراد برگزیده و مصطفی واسطه‌های فیض الهی هستند

بنابر این وجود مقدّس امام زمان روحی فداه در قرآن کریم به عنوان یکی از مصطفاهای خلقت، و یکی از (المُصطَفَینَ الاâ îَخâیارِ) خواهد بود، حالا این را انسان کامل بگوییم، قطب عالم بگوییم، خاتم اولیاء بگوییم، هر تعبیری درست است.

چیزی که در مساله اصطفاء شاخص و محور است، آن است که آنان

ولایت تامه الهیه دارند و بین خالق و خلق واسطه هستند، و غیر از مصطفی‌ها کسی واسطه فیض نیست، این واسطه بودن بین خالق و خلق، یعنی از یک دست می‌گیرد و از دست دیگر می‌دهد، از خالق حکیم و رحیم می‌گیرد، به خلق محتاج افاضه می‌کند.

این واسطه در فیض بودن حرفی نیست که مخصوص شیعه امامیه باشد، بلکه بسیاری از بزرگان اهل سنت هم این حقیقت را پذیرفته‌اند، که ما در جهان واسطه در فیض داریم، حتی مسیحین و پیروان ادیان الهی هم به یک چنین چیزی معتقدند، که قطب عالم و ولی خدا واسطه فیض است.

 

اعتراف علمای اهل سنت به وجود واسطه‌های فیض الهی در جهان

از شخصیت‌های برجسته علمای اهل سنت که به وساطت در فیض اعتراف کرده‌اند، فخر رازی در تفسیر کبیر و غزالی در احیاء العلوم است، عبارت این است: «من صفات النبی (ص)»، این در باره پیامبر است، و در انتها می‌گوید: «فهذا سبیل المرسلین و الصدیقین».

فیض (ه) در کتابش به نام «معارف» این مطلب را از آنان نقل کرده و می‌گوید: این همان است که به معنی اصطفاء و مصطفی است، این که گفته‌اند «صدیقین و مرسلین»، ائمه هدی (عع) در همین «صدیقین و مرسلین» هستند، و بعد بحث را تکمیل می‌کند.

این بحث در باره واسطه در فیض بحثی است کلی در باره شخصیت‌های بزرگ الهی، چه بگوییم پیامبر، و چه بگوییم صدیق یا امام و حجت و اهل بیت پیامبر (ص)، که مورد تعظیم و قبول تمام بزرگان اهل سنت هستند، و همه اعتراف دارند طبق آیات شریفه قرآن، مثل آیه تطهیر، سوره انسان و موارد دیگر.

 

شاخصه‌های واسطه‌های فیض الهی

در ادامه می‌گوید: چنین شخصیتی «یکون جالسآ فی الحدّ المشترک بین عالم المعقول و المحسوس، فهو تاره مع الحق بالحب له، و تاره مع الخلق بالرحمه علیهم و الشفقه لهم، فاذا عاد الی الخلق کان کواحد منهم، و اذا خلا به مشتغلا بذکره و خدمته فکانه لا یعرف الخلق، یاخذ من الله و یتعلم من لدنه، و یعطی لعباده و یعلمهم و یهدی لهم، فیسال فیجاب و یسال فیجیب».

یعنی بین دو عالم نشسته است، عالم عقل که غیب است و عالم حس که شهود است، یک دفعه با حق است با حب به خدا و عشق به خدا، آنجا که با خداست حب است، آنجایی که با خلق است شفقت و رحمت بر خلق است، هنگامی‌که میان مردم می‌آید مثل یکی از خلق است، اصلا نه در ملکوت است و نه در عالم غیب، فعلا در شهود است، وقتی با خدا خلوت می‌کند گویا خلق را فراموش کرده است، از خدا می‌گیرد، از ناحیه پروردگار وجودش سیراب می‌شود، و به بندگان خدا می‌دهد، تعلیمشان می‌کند و هدایتشان می‌کند، وقتی با خداست سوال می‌کند و جواب داده می‌شود.

«فلقلبه بابان مفتوحان، احدهما هو باب الی مطالعه اللوح و الذکر الحکیم، فیعلّمه علمآ یقینیآ لدنیآ من عجائب ما کان و سیکون، و احوال العالم، ما مضی و ما سیقع، و احوال القیامه و الحشر و الحساب و مآل الخلق الی الجنه و النار، و انما ینفتح هذا الباب لمن توجّه الی عالم الغیب، و الثانی الی مطالعه ما فی الحواس، لیطلع علی سوانح مهمات الخلق».

برای قلب حجت خدا و ولی خدا دو در باز است، لوح و قلم و عالم بالا را می‌بیند، چه بوده و چه خواهد شد، و احوالق قیامت و حشر و حساب و سرانجام بهشتی و جهنمی شدن مردم، این درگاه برای کسی گشوده می‌شود که به عالم غیب توجّه کند، قلب ثانی برای مطالعه حواس است، مشکلات را می‌بیند و به آن‌ها عنایت می‌کند، این یک طرف است، و آن یک طرف است.

مثلا حجت خدا امام مهدی (ع) و حضرت رضا (ع) سوال می‌کند، خدا هم جوابش را می‌دهد، وقتی به طرف خلق است، و از او سوال می‌کنند جواب می‌دهد، در حرم امام رضا (ع)، امام از یک طرف با رب است، از یک طرف با خلق است، وقتی خلق دارند عرض حاجت می‌کنند، حضرت با آن‌هاست، یک بار این جا مشغول است و یک بار آن جا مشغول است، از آن جا می‌گیرد به این جا می‌دهد.

این حرف فخر رازی و غزالی است، ولی حجت خدا ممکن است در یک لحظه هم آن طرف را ببیند، و هم این طرف را ببیند، عمده قرار گرفتنش بین دو عالم غیب و شهود است.

 

اشعاری از حافظ و فیض کاشانی در این زمینه

حافظ در غزلی می‌گوید:

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی         خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آن شب کلید گنج مقصود است         به این راه و روش می‌رو، که با دلدار پیوندی

قلم را آن زبان نبود که سرّ عشق گوید باز         ورای حدّ تقریر است شرح آرزومندی

«دعای صبح و آن شب کلید گنج مقصود است»، مراد توجّه به ولی خداست که از خدا می‌گیرد، فیض به دنبال این می‌گوید:

اماما کن نظر بر ما نظر می‌کن به مشتاقان         چرا یکبارگی ما را ز چشم خویش افکندی

اگر چه فیض نور تو به عالم می‌رسد از غیب         چه از مهر جهان افروز نهان در ابر اسفندی

میان گفته‌های فیض و نظم حافظ شیراز          نگنجد نسبت دیگر مگر امی و فرزندی

 

یعنی شعرم فرزند شعر حافظ است، که اشاره به گرفتن از عالم بالا و دادن به پایین است، به معنای مصطفی و انسان کامل است.

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن