قسمت پانزدهم

قسمت 15

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع :  « فضل بن روزبهان (1) »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

اعتقاد فضل بن روزبهان به ولادت امام زمان (ع)

بحث پیرامون نظرات عده‌ای از علمای اهل سنت بود، که مانند شیعه امامیه معتقدند حضرت مهدی ارواحنا له الفداء فرزند حضرت عسکری(ع) است و به دنیا آمده و هم اینک در پس پرده غیب است.

یکی از این دانشمندان بزرگ فضل بن روزبهان از شخصیت‌های قرن نهم و دهم هجری قمری است، او به اهل بیت (عع) ارادت زیادی دارد، و کتابی در باره ایشان به نام «وسیله الخادم الی المخدوم» نوشت، و خودش را خادم به اهل بیت (عع) معرفی کرد، و اوصاف و احوال ایشان را شرح داد.

با این همه با شیعه خیلی مخالف است، و تعصب عجیبی علیه شیعه دارد، به نظر می‌رسد این تعصب سیاسی باشد، او در زمان شاه اسماعیل صفوی می‌زیست، هنگامی‌که شاه اسماعیل اولین حکومت شیعه را در ایران بنیان نهاد، فعالیت‌های زیادی در ترویج شیعه انجام داد که تاریخ گواه آن است، این فعالیت‌ها عده‌ای از علمای اهل سنت را علیه شیعه بسیج کرد، و چون فضل بن روزبهان از نظر علمی شخصیت برجسته‌ای داشت، او هم تحریک شد.

مرحوم علامه حلی که در قرن هفتم و هشتم می‌زیست، در اثبات ولایت و امامت و اعتقادات شیعه کتابی به نام «نهج الحق و کشف الصدق» نوشت، بر اساس همان مبنایی که ذکر کردیم، فضل بن روزبهان کتابی علیه کتاب علامه حلی به نام «ابطال الباطل» نوشت، و نظرات ایشان را رد کرد.

قاضی نورالله تستری، که به شهید ثالث مشهور است، و در اوائل قرن 11 هجری قمری به شهادت رسید، در حقانیت کتاب علامه و رد کتاب ابن روزبهان کتابی به نام «احقاق الحق»» نوشت، که مرحوم آیه الله مرعشی نجفی آن را بررسی و همراه با تعلیقات به چاپ رساند.

 

لزوم اتحاد بین اهل سنت و شیعه و احترام به مقدسات یکدیگر

نکته‌ای که لازم است در این جا عرض کنم این است: یکی از علمای بزرک اهل سنت به نام ابن قُتَیبه دینوری کتابی دارد به نام «الاختلاف فی اللفظ»، و می‌خواهد بین شیعه و سنی قضاوت کند نه بین خلفا، در این کتاب می‌گوید :

شیعه و سنی می‌توانستند با یکدیگر هم صدا شوند، ولی نشدند و علیه هم صحبت کردند و مقدسات یکدیگر را زیر سوال بردند، شیعه بر خلاف حق چنین و چنان گفت و اهل سنت هم چنین و چنان گفتند، اهل سنت بر خلاف حق علیه امیرالمومنین (ع) و اهل بیت (عع) سخن گفتند، و با این که کسی از اهل سنت و شیعه، در عظمت و شخصیت و قداست امیرالمومنین(ع) و اهل بیت (عع) تردید ندارد، اما روایات آنان را نقل نکردند، خواستند شخصیت اهل بیت (عع) خیلی آشکار نباشد.

بعد به حساب خودش هر دو دسته را نصیحت می‌کند و می‌گوید: چه کسی جرات می‌کند عظمت علی و حسنین و فاطمه (عع) و اهل بیت پیامبر(ص) را انکار کند؟ آنان همانند چراغی روشن در تمام روی زمین هستند، علی (ع) آفتاب کره زمین و دنیا است.

او معتقد بود این کارهایی که دارد انجام می‌شود درست نیست، این تفکر ابن قُتَیبه دینوری کم کم در بین اهل سنت شیوع پیدا کرد، و گروهی احادیث امیرالمومنین (ع) و اهل بیت (عع) را نقل کردند.

آیت الله بروجردی (ه) ارتباط خاصی با شیخ شلتوت رئیس دانشگاه الازهر مصر داشت، و به مساله وحدت بین شیعه و سنی خیلی اهمیت می‌داد، امام راحل (ه) همان راه را دنبال نمود، و رهبر عزیز انقلاب دام ظله بر ادامه همین مسیر تاکید می‌کند، و اصرار می‌نماید نباید مقدسات را طوری بیان کرد که خاطرشان را آزرده سازد.

اگر این حرف‌ها از همان اول بود، و همین راه دنبال می‌شد، بعضی از مشکلاتی که هم اکنون وجود دارد وجود نداشت، اصلا تکفیری وجود پیدا نمی‌کرد، اگر تفکر شیعه و سنی به هم نزدیک بود و میز گرد داشتند و با هم گفتگو می‌کردند، مطلب برای همه روشن می‌شد.

 

اعتقاد فضل بن روزبهان به فضائل اهل بیت (عع)

فضل بن روزبهان از علمایی است که می‌گوید: اگر کسی حدیث سلسله الذهب را بر بیمار بخواند، اگر آن بیمار در علم خدا مرگش قطعی باشد، که قطعی است، ولی اگر معلق باشد، خواندن حدیث سلسله الذهب او را شفا می‌دهد، خودم تجربه کرده ام و حدیث سلسله الذهب را خواندم و بیمار شفا گرفت.

و می‌گوید: سرّ این که شفابخش است راویان حدیث می‌باشد، چون حضرت عسکری (ع) از امام هادی (ع) نقل می‌کند، امام هادی (ع) از امام جواد (ع)، امام جواد (ع) از امام رضا (ع)، امام رضا (ع) از موسی بن جعفر (ع)، موسی بن جعفر (ع) از امام صادق (ع)، امام صادق (ع) از امام باقر (ع)، امام باقر(ع) از امام زین العابدین (ع)، امام زین العابدین (ع) از امام حسین (ع)، او از امیر المومنین (ع)، و او از پیامبر اکرم (ص)، و او از جبرئیل، و او از خداوند نقل می‌کند که فرمود :«کلِمَهُ لا اِلَهَ اِلاَّ اللّهُ حِصنِی، فَمَن قالَها دَخَلَ حِصنِی، وَ مَن دَخَلَ حِصنِی اَمِنَ مِن عَذابِی».

می‌گوید: کلمه «لا اله الا الله» این گونه نیست، بلکه نام راویان حدیث، یعنی ائمه هدی (عع) شفا بخش است، وقتی حدیث سلسله الذهب را خواندم، بیماران مختلفی شفا یافتند.

بعد می‌گوید: تجربه کرده‌ام، مشکلی که دارم سر قبر ائمه (عع) می‌روم و دعا می‌کنم، دعایم مستجاب می‌شود، و زیارت قبور ائمه (عع) و توجّه به آنان اثرگزار است و خدا این اثر را به قبور ائمه (عع) می‌دهد.

او می‌گوید: روش من این بود که وقتی زیارت قبور آنان می‌رفتم، فضائل آنان را بیان می‌کردم، و همین موجب می‌شد مشکلات من حل شود.

 

فضل بن روزبهان: طول عمر امام (ع) معجزه‌ای الهی است

در کتابش «وسیله الخادم الی المخدوم» می‌گوید: «گروهی در ولادت حضرت مهدی (ع) تردید می‌کنند، به نظر من تولد یافته و در پس پرده غیب است، و این که چگونه می‌تواند چنین باشد، این قدرت خداست، و خدا این عمر طولانی را به او داده است.

عده‌ای می‌گویند امکان ندارد این قدر عمر طولانی داشته باشد، زیرا هر چیزی یک استعداد و اقتضایی دارد، اگر درختی را در نظر بگیریم که چقدر می‌ماند، باید به استعدادش نگاه کنیم که چقدر است، کسی که بخواهد چنین عمری داشته باشد باید استعداد آن را داشته باشد، کسی استعداد هشتصد سال، نهصد سال را ندارد.

روزبهان‌ها و امثال او در برابر این فکر قرار دارند و می‌گویند خدا می‌دهد، قدرت خداست و خدا می‌خواهد.

 

عنایات الهی همیشه بر اساس قابلیت و استعداد نیست

مولوی در رابطه با قدرت‌های غیبی و عدم نیاز به داشتن استعداد و قابلیت، می‌گوید:

چاره آن دل عطای مبدلی است         داد او را قابلیت شرط نیست

بلکه شرط قابلیت داد اوست         داد لبّ و قابلیت هست پوست

وقتی خدا بخواهد به قبر مطهر ائمه (عع) این قدرت را می‌دهد، که اگر انسان مشکل یا خواسته‌ای داشت و متوسل شد خواسته‌اش برآورده شود.

«داد او را قابلیت شرط نیست»، زمینه سازی شرط نیست، زمینه و قابلیت و استعداد در عوامل طبیعی است، که اگر کسی 80 سال عمر کند زمینه 80 سال و نه بیشتر را دارد، یا این درخت یا این بنا چقدر قابلیت و استعداد ماندن دارد؟ خدا خودش می‌دهد، لازم نیست زمینه اش باشد، آنچه خدا می‌دهد لبّ مطلب و قابلیت پوست است، این‌ها در امور طبیعی و عادی است، نه در آنجایی که خدا می‌خواهد بدهد.

صد هزاران معجزات انبیا         کان نگنجد در ضمیر و عقل ما

نیست از اسباب تصریف خداست         نیست‌ها را قابلیت از کجاست

قابلی گر شرط فعل حق بُدی         هیچ معدومی به هستی نامدی

معجزات پیامبران و حلّ مشکلات در توسّلات آن قدر زیاد است، که در ضمیر و عقل ما نمی گنجد و انسان را متعجّب می‌سازد.

«نیست از اسباب تصریف خداست»، خدا این کارها را می‌کند، اگر قابلیت شرط هستی بود چیزی وجود پیدا نمی کرد، زمانی که خداوند آدم را آفرید چه قابلیتی داشت؟ زمانی که جهان را آفرید چه قابلیتی داشت؟ یک دفعه ایجاد کرد، این قابلیت که چطور می‌شود عمر این قدر شود، از بخشش الهی است، این همه برکات از قبور ائمه (عع) از لطف و عنایت خداست نه قابلیت.

 

نظام خلقت بیشتر بر اساس سنت‌های الهی جریان دارد

بیشتر احوال بر سنت رود         گاه قدرت خارق سنت شود

چون سبب نبود چه ره جوید مرید         پس سبب در راه می‌آید پدید

«بیشتر احوال بر سنت رود»، البته نظام خلقت بر اساس قانون و سنت و علل و معلول‌ها و اسباب و مسبب‌هاست.

آدم وقتی بخواهد راهی را برود، مرکب می‌خواهد، اگر غذا بخواهیم، کشاورزی نیاز داریم، اگر کسی بخواهد عالم شود باید درس بخواند، این که کسی درس نخوانده عالم شود امکان ندارد، تمام این‌ها اسباب است، بنا هم بر اسباب است، بنا نیست کاری بی‌سبب انجام شود، همه امور همین طور است.

«گاه قدرت خارق سنت شود»، قدرت می‌آید سنت را می‌شکند، معجزات و کرامات همین است، سحرگاه انسان یک کلمه در درگاه خدا می‌گوید و اشک می‌ریزد، خیلی از امور را زیر و رو می‌کند، و بنیاد اسباب و مسببات و علل و معلول فرو می‌ریزد، این قدرت خدااست.

 

لزوم اعتقاد به نظام اسباب و نیز به معجزات و امور ماورای طبیعت

دیده‌ای باید سبب سوراخ کن         تا حجب را بر کند از بیخ و بن

نکته این جاست :«دیده‌ای باید سبب سوراخ کن»، دید می‌خواهد، اگر دید باشد، آدم کاملا به ائمه اطهار (عع) و زیارت قبور آنان معتقد می‌شود، روزبهان در عین حالی که با شیعه مخالف بود و «ابطال الباطل» را نوشت، ولی نسبت به اهل بیت (عع) چنان بود، در برابر کسانی که با توسل به قبور مخالف هستند می‌گوید: ما حدیث سلسله الذهب را می‌خوانیم و بیمار شفا پیدا می‌کند، در باره طول عمر حضرت مهدی(ع) می‌گوید به آن اعتقاد دارم.

البته نظام خلقت و قوانین آفرینش علل و معلول و اسباب و مسببات است، این که ما در باره توجّه به اهل بیت (عع) و دعا و معجزات و کرامات می‌گوییم این‌ها قدرت خداست، گاه قدرت می‌آید سنت را می‌شکند، علل و اسباب مطلبی را به سمتی می‌برد، ولی یک مرتبه تغییر می‌کند.

پس هم باید به غیب و ماورای طبیعت و به قدرت خدا معتقد بود، و هم به اسباب.

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا