قسمت هفدهم

قسمت 17

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع :  « فضل بن روزبهان (3) »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

ارادت فضل بن روزبهان از علمای اهل سنت به ائمه (عع)

در بحث‌های گذشته از فضل بن روزبهان سخن گفتیم، که از علمای بزرگ شافعی و شخصیت مشهوری در میان اهل سنت است، او اگر چه در نوشته‌هایش با شیعه مخالفت کرد، ولی نسبت به اهل بیت(عع) خیلی اظهار ارادت می‌کند، در یکی از کتاب‌هایش می‌گوید :

چگونه می‌شود فضائل فاطمه زهرا (س) را انکار کرد، انکار آن انکار آب دریا و رحمت دریا و انکار وسعت زمین است، فرشتگان با عظمتی که در پیشگاه خدا دارند در عین حال در برابر آدم سجده کردند، اهمیت آدم و عظمت او به خاطر همان انسان‌هایی بود که در صلب او بودند، از جمله آنان فاطمه(س) است، انکار این‌ها انکاری است که منکر جز این که استهزا شود و خود را مسخره کند، چیز دیگری نیست، بعد اشعاری در باره 14 معصوم(عع) دارد، و می‌گوید:

سلام علی المصطفی المجتبی          سلام علی السید المرتضی

سلام علی ستّنا فاطمه         من اختارها الله خیر النساء

سلام من المسک انفاسه         علی الحسن الالمعی الرضا

سلام علی الاورعی الحسین          شهید یری جسمه کربلا

سلام علی سید العابدین          علی بن الحسین المجتبی

سلام علی الباقر المهتدی          سلام علی الصادق المقتدی

سلام علی الکاظم الممتحن          رضی السجایا امام التقی

سلام علی الثامن الموتمن          علی الرضا سید الاتقیاء

سلام علی المتقی التقی         محمد الطیب المرتجی

سلام علی الالمعی النّقی          علی المکرم هادی الوری

سلام علی السید العسکری          امام یجهّز جیش الصفا

سلام علی القائم المنتظر         ابی القاسم القرم نور الهدی

تری یملا الارض من عدله          کما ملئت جور اهل الهوی

سلام علیه و آبائه          و انصاره ما تدوم السماء

در این اشعار تصریح می‌کند حضرت ولی عصر (ع) فرزند امام عسکری(ع) است، و هم اکنون در غیبت قرار دارند، و ایشان «یملاَ ُ اللّهُ الاَرضَ قِسطآ وَ عَدلا بَعدَ ما مُلِئَت ظُلمآ وَ جَورآ».

 

استمداد فضل بن روزبهان از قبور مطهر ائمه (عع)

در بحث‌های گذشته گفتیم روزبهان کتابی به نام «وسیله الخادم الی المخدوم» به لغت فارسی در شرح صلوات بر چهارده معصوم (عع) نوشته، و اهل بیت (عع) را مخدوم و خودش را خادم آنان ذکر کرده است.

در این کتاب ذکر کرده که هر گاه با مشکلی مواجه می‌شد به زیارت قبور مطهر اهل بیت(عع) می‌رفت و از آنان مدد می‌گرفت، و بیمارش شفا گرفته و مشکلش حل می‌شد، در حرم آنان نماز می‌خواند و بر ایشان درود می‌فرستاد و فضائل آنان را بیان می‌کرد.

بعد می‌گوید: از پیامبر (ص) نقل شده :«اِذا دَهَمَتکمُ الاâ ُمُورُ فَاسâتَعینُوا بِقُبُورِ الاَولِیاءِ»، وقتی مشکلی برای شما پیدا شد از قبور اولیاء یاری بگیرید، قبور اولیاء مشکل گشاست، و کتاب «وسیله الخادم الی المخدوم» را برای همین منظور نوشتم تا از چهارده معصوم (عع) یاری بگیرم.

حرف ایشان از این جهت اهمیت دارد، که می‌گوید: چهارده معصوم(عع) اولیای الهی هستند، و عقیده ایشان بر همان اساس است که درهر زمان باید انسان کامل و ولی خدا باشد، که بین خالق و خلق خدا واسطه است.

 

بیان صفات انسان کامل در اشعار اقبال لاهوری

البته علمای زیادی از اهل سنت این عقیده را دارند، یکی از این افراد شاعر بزرگ اهل سنت علامه اقبال لاهوری است، که در رابطه با وجود انسان کامل و مظاهر اسماء الحسنی می‌گوید:

ز اسماء جمالی گشته پیدا         ملک‌های ثواب حق تعالی

شد اسماء جلالی را مظاهر         ملک‌های عذاب رب قاهر

بدین منوال رب هر یک اسمی است          ز لطف و قهر حق بگرفته قسمی است

خدا اسماء جمال و جلال دارد، از اسماء جمال فرشته‌های ثواب دهنده پیدا می‌شود، و از اسماء جلال فرشته‌های عذاب پدیدار می‌گردد، جمال منشا تمام خیرها و فرشتگانی که خیر می‌دهند، و جلال منشا تمام عذاب‌ها و انتقام‌هاست، که فرشتگان عذاب خدا بر آن گمارده شده اند.

«قاهر» از صفات جلال است، یعنی مواظب باش به عذاب گرفتار می‌شوی، عاقبتت بد می‌شود، یکی از لطف و یکی از قهر گرفته شده است.

جز آدم کو به هر دو دست معبود          برای اسم اعظم گشت موجود

کزو ظاهر شود مجموع اسماء         ز مرآتش کند جلوه مسمی

«جز آدم کو به هر دو دست معبود»، آدم هر دو دستش پر بود، در یک دست اسم جمال و در دست دیگرش اسم جلال بود، فرشتگان به فرزندان آدمی سجده کردند که در دو دستشان اسماء جمال و جلال خدا بود، جمال خدا جایی است که بهشت و ارزش‌هاست، جلال خدا جایی است که جهنم است، و انسان کامل مظهر هر دو اسم خداست، یعنی هر دو این‌ها را دارد.

اسم اعظم حقیقتی است که تمام اسامی جمال و جلال خدا را در بر دارد، به موجب روایات ائمه (عع) می‌فرمایند: مائیم اسم اعظم، یعنی اگر کسی به ما معتقد باشد و به ما تکیه کند، آنان را نجات می‌دهیم.

مجموع اسماء از آنان صادر می‌شود، در آینه امیرالمومنین (ع) و امام زمان (ع) تمام اسماء الحسنی جلوه می‌کند، این حقیقت را عرفا قبول دارند.

 

خدایی بودن راه ماندگاری عمل و ائمه (عع) معیار شناخت راه حق از باطل

آیچه گفتیم از کلام اهل سنت بود، در اینجا احادیثی در رابطه با اهل بیت(عع) نقل می‌کنم:

1 ـ «عِدَّهٌ مِن اَصحابِنا، عَن اَحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ خالِدٍ، عَن اَحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ اَبِی نَصرٍ، عَن صَفوانَ الجَمّالِ، عَن اَبِی عَبدِ اللّهِ (ع) فِی قَولِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ :(کلُّ شَیءٍ هالِک اِلاَّ وَجهَهُ)، قالَ: مَن اَتَی اللّهَ بِما أُمِرَ بِهِ مِن طاعَهِ مُحَمَّدٍ (ص) فَهُوَ الوَجهُ الَّذِی لا یهلِک».

مرحوم کلینی با سند معتبر از امام صادق (ع) در مورد این آیه: «هر چیز جز وجه خدا نابود می‌شود» نقل می‌کند که فرمود: هر کس کارهایش بر اساس دستورات پیامبر (ص) باشد کارش ماندگار می‌شود، یعنی چیزی که تمام آن برای خدا باشد و خدا را نشان بدهد باقی است.

بر اساس روایات چیزی که همه این‌ها را شامل می‌شود، و همه این کمالات را در بر می‌گیرد حجت خداست، و معنای آنچه می‌فرمایند: وجه خدا ما هستیم، این معناست.

2 ـ «مُحَمَّدُ بنُ یحیی، عَن اَحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عیسی، عَن مُحَمَّدِ بنِ سِنانٍ، عَن اَبِی سَلاَّمٍ النَّخّاسِ، عَن بَعضِ اَصحابِنا، عَن اَبِی جَعفَرٍ (ع) فِی حَدیثٍ: نَحنُ وَجهُ اللّهِ نَتَقَلَّبُ فِی الاَرضِ بَینَ اَظهُرِکمâِ، وَ نَحâنُ عَیâنُ اللّهِ فِی خَلâقِهِ، وَ یدُهُ الâمَبâسُوطَهُ بِالرَّحâمَهِ عَلَی عِبادِهِ، عَرَفَنا مَن عَرَفَنا، وَ جَهِلَنا مَن جَهِلَنا وَ اِمامَهَ المُتَّقینَ».

مرحوم کلینی از امام باقر(ع) نقل می‌کند که می‌فرماید: ما در زمین بین شما هستیم، یعنی بر شما احاطه کرده‌ایم، ما چشم خدائیم در روی زمین، یعنی همین طور که هر انسانی با چشم می‌بیند، خدای متعال هم با ما اعمال شما را می‌بیند، زمانی امام و حجت خدا عمل را نشان می‌دهد که این عمل در رابطه با خدا باشد.

ما دست باز خدا در رحمت هستیم، یعنی دست ما دست مظهر پروردگار است، ما مظهر تمام اسماء الحسنای خدا هستیم، به آن اندازه که ممکن الوجود می‌تواند داشته باشد، هر کس ما را بشناسد شناخته و راه عقل را رفته و به کمالات رسیده، و اگر ما را نشناخت، راه حق را نرفته و در راه باطل قرار گرفته و سرانجامش عذاب و جهنم است.

پس معیار مائیم، معیار ولی خدا و حجتی است که عمل او نشان دهنده است، این اساس است.

 

ذکر و یاد خدا هدف غائی اعمال

قرآن کریم می‌فرماید: (اِنَّ الصَّلاهَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکرِ وَ لَذِکرُ اللّهِ اَکبَرُ) ، امام باقر (ع) فرمود: ما نشان می‌دهیم، وجود ولی خدا و حجت خدا این چنین است، آن چیزی که حق و کمال است را ارائه می‌کند.

نماز یک بخش از کمال است، یکی از کمالاتش این است که آدم را از گناه و فساد باز می‌دارد، هرچه نماز بهتر بود و آدم در آن بیشتر یاد خدا باشد، بهتر از گناهان صرف نظر کرده و به طاعت‌ها رغبت می‌کند، ولی از (تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکرِ) بالاتر ذکر خداست، (وَ لَذِکرُ اللّهِ اَکبَرُ)، یعنی یاد خدا بالاتر است.

نکته این جاست، امر به معروف و نهی از منکر که از آثار نماز است، هدف میانه است، هدف غایی نیست، هدف غایی خداست، اگر چه نماز برای خداست، ولی چیزی که روحش هست آن یاد خدا است، برای خداست.

وقتی (وَ لَذِکرُ اللّهِ اَکبَرُ) بود، یعنی حجت خدا و امام، ما را به یاد خدا می‌اندازد، یعنی جلوه حق تعالی است، این مهم است، پس هدف خداست، نماز هم که نهی از منکر می‌کند، هدف نهایی نیست، هدف میانه است.

 

نگاه به امام زمان (ع) نگاه به خداست

این که گفته می‌شود نماز برای تکمیل خود آدم است تا از گناه دور شود و سعادتمند گردد، حرف غلطی نیست، ولی حرف نهایی نیست، غایت نهایی این است که آدم وصل به حق باشد، و حجت خدا وصل به حق است، (وَ لَذِکرُ اللّهِ اَکبَرُ) یعنی ولایت، همه به ولایت برمی‌گردد.

تمام اعمال و تمام خوبی‌ها برمی‌گردد به اینکه ما به خدا توجّه کنیم، نگاهمان به خدا باشد، اگر نماز بخوانیم و آن نگاه نباشد روح ندارد، روح همه نگاه به خداست، جمال و جلال خداست.

و نگاه به حضرت مهدی (ع) نگاه به خداست، نگاه به صاحب الزمان (ع) نگاه به علیم و حکیم و رحیم و ودود و عطوف و تمام این‌هاست، این یک حقیقتی است.

این که عرفای اهل سنت ولایت حضرت مهدی (ع) را پذیرفته‌اند، و می‌گویند الان حضور دارد روی همین حساب است، می‌گویند انسانی باید باشد واسطه بین خلق و خالق، که خدا و کمالات را نشان دهد، و انسان‌ها دنبال آن کمالات حرکت کنند، نکته این جاست.

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا