قسمت دوم

قسمت 2

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع :  « علمای ظاهریه، و نورالدین عبدالرحمان بن احمد جامی »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

مراتب چهارگانه امامت و اعتراف علمای ظاهریه به امامت باطنی ائمه (عع)

بحث این بود، که عده‌ای از علمای اهل سنت با شیعه امامیه در باره حضرت مهدی (ع)، و این که او زنده است و در غیبت به سر می‌برد، متفق القولند، گر چه بسیاری هم گفته اند بعدآ تولد خواهد یافت.

علمایی که با شیعه در این زمینه هماهنگند نوعآ از علمای ظاهریه هستند، این گروه امامت و ولایت را دو قسم کرده‌اند: امامت ظاهر و امامت باطن، امامت ظاهر همان خلافت و حکومت است، و امامت باطن قرب به خداست.

بر این اساس گفته اند آنچه در صدر اسلام رخ داد امامت ظاهری بود و همین طور هم ادامه یافت، اما امامت باطنی مخصوص علی بن ابی طالب(ع) و یازده فرزند اوست، به این جهت به حضرت مهدی (ع) به عنوان ولی خدا و کسی که در باطن امام است عقیده دارند.

در حقیقت مساله امامت و ولایت به چهار مرتبه تصویر می‌شود:

1 ـ مرتبه اول ولایت قرب به خداست، یعنی تمام نمای حق تعالی و تمام اسماء الحسنی، و به معنای تالی تلو بودن و در کنار بودن است، یعنی همه هستی او در ظلّ اسماء الحسنی خداست.

2 ـ به معنای این که ولی خدا شریعت و قانون می‌آورد و آن را تبیین می‌کند، پیامبران قانون و شریعت می‌آورند و امام شریعت را تبیین می‌کند.

3 ـ ولایت به معنای تربیت و مربی بودن بشر و انسان‌سازی است.

4 ـ پایین‌ترین مرتبه ولایت که همان حاکمیت است.

 

والایی جایگاه ولایت به معنای قرب به خدا

مرحله‌ای که خیلی اهمیت دارد و همه امور را جلو می‌برد، همان قرب به خداست که مرتبه اول است، این که می‌بینیم انبیاء و اولیاء معجزه و کرامت دارند، به خاطر قرب به خداست، توسلی که به قبور ائمه (عع) انجام می‌شود، به خاطر این است که آنان قرب به حق دارند، نزدیک به خدا هستند.

در تفسیر روح‌البیان از علمای اهل سنت، در سوره ملک در ذیل آیه شریفه 30 این قصه را از پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کند که فرمود: در معراج به قبر موسی بن عمران در زمین نگاه کردم، دیدم نماز می‌خواند، بعد به آسمان‌ها نگاه کردم، دیدم تا آسمان ششم این رکوع و سجود ادامه دارد، در زمین رکوع می‌کند، ولی این رکوع در آسمان ششم هم هست، این قدر سیرش بالاست، این معنای ولایت است.

انسان‌های عادی این چنین نیستند، درست است که روحشان در برزخ است، ولی چه می‌کنند، یا در گوشه‌ای به کار خوبی یا به سروری مشغولند، و یا در مقابل گناهانشان مکافات می‌کشند، ولی این که عالم را قبضه کند، و سجده‌اش در آسمان ششم هم باشد، این کار ولایت به معنای قرب به خداست، بر اساس همین ولایت به معنای قرب به خدا ملای رومی به امیرالمومنین (ع) می‌گوید:

ای علی که جمله عقل و دیده‌ای         شمه‌ای واگو از آنچه دیده‌ای

چشم تو ادراک غیب آموخته         زین سبب چشمان به سویت دوخته

 

وجود ولایت در مرتبه نازله در علمای بزرگ

برای این که خیلی به گذشته نرویم، امام خمینی (ه) را به یاد می‌آورم،

جوانان عزیزمان ایشان را ندیده اند، ایشان این چهار مرحله را داشت، ولی در مرتبه نازله و جزئی، به قول عرفا رقیقه‌ای بود از آن حقیقت، در ولایت اول قرب خاصی به خدا داشت، می‌گفت: همه چیز خدا، اصلا به غیر از خدا فکر نمی‌کرد، یک چنین روحیه‌ای داشت.

با آن روحیه، و با آن ولایت، ولایت دوم تحقق پیدا می‌کند، البته نه در امام خمینی، بلکه در انبیاء و ائمه هدی (عع)، یعنی آوردن دین که پیامبران آوردند، تبیین دین که ائمه هدی (عع) کردند، اگر در امام خمینی بخواهیم بگوییم، یعنی مسائل دینی را بررسی کرد، نه این که بخواهد تبیین کند، شریعت را ائمه (عع) تبیین کردند.

این که او معلم اخلاق بود و تربیت می‌کرد، این ولایت سوم است، پایداری انقلاب با وجود این همه دشمن برای جمهوری اسلامی و نابودی آنان، در حقیقت ناشی از نفس امام بود، وقتی می‌گفت: جبهه‌ها، این نفس جوانان را دلگرم می‌کرد و به جبهه‌ها می‌رفتند، این که می‌گویند دم عیسوی، همین نفس بود، وقتی کلمه‌ای می‌گفت، همه نگاه کرده و اشک می‌ریختند، ولایت این است.

بعضی فکر می‌کنند ولایت همه اش حکومت است، حکومت خیلی پایین است، امام (ه) حاکم هم بود، ولی چه حاکمی، می‌گفت: فلانی رئیس جمهور باشد و دولت تشکیل بدهد.

بنابر این چیزی که در ولایت مهم است، در درجه اول قرب به خدا، در درجه دوم آوردن دین و تبیین آن، در درجه سوم تربیت انسان‌ها، و در درجه چهارم حکومت است، امامت باطنی مرتبه اول و دوم و سوم است، امامت ظاهری همین حکومت است.

 

انسان‌های کامل پشتوانه تکامل فرهنگی جامعه

برای بحث با علمای مسیحی در شهر فلورانس بودم، با رئیس دانشگاه علوم ادیان الهی پروفسور گیومه دیداری داشتم، بعضی از اساتید حضور داشتند، صحبت در این زمینه بود که برای جامعه خراب و جوانانی که به دنبال عیاشی، فساد و ظلم هستند چه باید کرد.

گفت: این موضوع را در جلسات متعدد بحث کردیم، بعضی معتقد بودند باید قانون تصویب کرد و جامعه را مقید کرد که وضع دانشگاه و کار و خیابان و زندگی و … چطور باشد؟ و باید پلیس و نیروی انتظامی این قانون را اجرا کند، ولی مقداری که جلو رفتیم، دیدیم قانون نمی‌تواند کاری بکند، نیروی انتظامی کاری از دستش برنمی‌آید، نظر شما چیست، چه راهی در اسلام پیش‌بینی شده است؟ گفتم: اخلاق و فرهنگ.

گفت: این خیلی عالی است، فرهنگ و اخلاق باید درست شود، استادهای دانشگاه‌ها باید خودشان عارف و حقیقت جو و خداشناس باشند، تا حرف‌هایی که می‌زنند بر دانشجو اثر بگذارد، دل‌ها را نور بدهند، معلمان و پدر و مادرها هم باید کسانی باشند که متخلق به اخلاق باشند.

اما آنان در دنیا کمیاب هستند، در این جهان مگر چند نفر این گونه هستند، در دنیای تشیع که عرفان اهل بیت (عع) است، چند نفر را با آن نور و معنویت پیدا می‌کنید، خیلی کمیاب است، مهم این ولایت است، اگر این راه را رفتیم، می‌شویم مستجاب الدعوه، وقتی گفتیم خدا، جواب می‌شنویم: لبیک.

آقازاده امام خمینی (ه) حاج احمد آقا می‌گفتند: امام می‌فرمود: اگر سحر نبود اصلا زندگی معنا نداشت، یعنی لذت واقعی در سحر و در مناجات و راز و نیاز است، این‌ها از آثار ولایت به معنای قرب به خداست.

 

معجزات و کرامت از آثار تحقق ولایت الهی

معجزه‌ها از همین جاست، عیسی بن مریم مرده زنده می‌کرد و پیامبر اکرم (ص) شق القمر کرد، ائمه هدی (عع) که دعاها را مستجاب می‌کنند همین نکته است. پیامبر اکرم (ص) بر حسب ظاهر انسانی مثل بقیه است، قرآن راجع به ایشان می‌گوید: (یاکلُ الطَّعامَ وَ یمشِی فِی الاَسواقِ)، مثل بقیه غذا می‌خورد و راه می‌رود، مثل بقیه زندگی می‌کند، ولی روح و باطن چیست؟ باطن همه عالم است، منظومه عالم طبیعت دور او می‌چرخد، با انگشت‌هایی که جسم است ولی باطنش قدرت ولایت الهی است عالم را می‌گرداند، همه چیز را جا به جا می‌کند، نکته این جاست، این ولایت باطنی است.

 

اعتقاد بسیاری از علمای اهل سنت به تحقق ولایت در ائمه (عع)

بسیاری از علمای اهل سنت می‌گویند معنای واقعی ولایت این است، و این را هم در غیر دوازده امام (عع) سراغ نداریم، به حضرت مهدی (ع) هم اعتقاد داریم، زیرا کسانی که به او خبر داده اند صادق بوده‌اند، پیامبر اکرم(ص) که خبر داده به گفتارش اطمینان داریم، امام عسکری (ع) که فرموده فرزند من است، به سخنانش اعتماد داریم، باور داریم که حقیقت است، این افراد بر این اساس با شیعه هماهنگند، یعنی این که انسان قرب به حق و ولایت باطنی داشته باشد.

این تاریخ است، محققان تاریخ ببینید چه کسانی این ولایت را دارند، کجا این ولایت را پیدا می‌کنند، غیر از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد و علی (عع) کجا پیدا می‌کنند؟ لذا بسیاری از علمای اهل سنت در باره فضائل ائمه (عع) کتابها نوشته‌اند، در برابر قبرشان و علمشان خضوع می‌کنند، این ولایت است.

سالی مدینه طیبه مشرف بودم، شب جمعه‌ای در مسجد پیغمبر(ص) دعای کمیل می‌خواندم، اطرافم علمای سنی نشسته بودند، وسط‌های دعا ناگهان متوجّه شدم آنان دست از عبادتشان برداشته و به دعای من گوش می‌دهند و اشک می‌ریزند، با آن عباراتی که امیرالمومنین (ع) دارد :«یا مَنِ اسمُهُ دَواءٌ، وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ، وَ طاعَتُهُ غِنی، اِرحَم مِن رَاسُ مالِهِ الرَّجاءُ».

 

اعتراف احمد جامی به ولادت حضرت مهدی (ع)

یکی از علمای اهل سنت که این عقیده را دارد نورالدین عبدالرحمان بن احمد جامی متوفی 898 هجری قمری است، او از اهالی تربت جام می‌باشد، با این که مذهبش حنفی بود ولی می‌گوید آن ظاهر است، باطن این مذهب است، این ولایت باطنی است، می‌گوید:

من ز مهر حیدرم هر لحظه اندر دل صفاست         از پی حیدر حسن ما را امام و رهنماست

همچو کلب افتاده‌ام بر آستان بوالحسن         خاک نعلین حسین بر هر دو چشمم توتیاست

عابدین تاج سر، و باقر دو چشم روشنم         دین جعفر برحق است. و مذهب موسی رواست

ای موالی وصف سلطان خراسان را شنو         ذرّه‌ای از خاک قبرش دردمندان را دواست

پیشوای مومنان است ای مسلمانان تقی         گر نقی را دوست دارید، بر همه ملت رواست

عسکری نور دو چشم عالم است و آدم است         همچو یک مهدی، سپهسالار در عالم کجاست

شاعران از بهر سیم و زر سخن‌ها گفته‌اند         احمد جامی غلام خاص شاه اولیاست

 

تمایل اهل سنت به اعتقاد به مهدویت شیعه

در جاهای مختلف از جمله در شبه قاره هند با علمای مختلف در مورد امام زمان (ع) بحث کردم، می‌گفتند به ولادت و غیبتش معتقدیم، چون امام صادق (ع) و امام باقر (ع) فرموده اند.

نکته این است: این علما هم اکنون در دنیا پیروان زیادی دارند، بنابر این اعتقاد به ولادت حضرت در میان اهل سنت بسیار زیاد است، اما تبلیغات به گونه‌ای دیگر می‌شود، سنی‌های وهابی عربستان مساله امام زمان (ع) و امامت را از بحث علمی خارج کرده و در مسائل سیاسی بردند، دیدند اگر دنیا به این صورت جلو برود، که ما مهدی (ع) داریم و منتظر آمدنش هستیم، تا بساط ظلم و ستم را به هم بریزد، وقتی این عقیده باشد در مقابل ظلم ایستاده و مقابله می‌کنند.

جهان سنت امروز بیش از دیروز به این تفکر شیعی علاقه‌مند است، الان برادران و خواهران اهل سنت مساله امامت را خیلی دوست دارند، می‌بینند امید اینجاست، راه همین است، ظهور حضرت را دوست دارند، و تقریبآ دارم می‌بینم که دارند همراه با شیعه می‌شوند.

زمان این گونه دارد پیش می‌رود، تنها شیعیان در انتظار قرار ندارند، همه برای دفع ظلم در حرکت هستند، و این شکر و لطف خداست، و امیدواریم ان شاء الله خداوند این آرزو را هر چه زودتر تامین کند، و خواست دلها را برآورده سازد.

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا