قسمت پنجم

قسمت 5

اثری ماندگار از آیت الله امامی کاشانی (مدظله العالی)

❇️ موضوع :  « حدیث سلسله الذهب، عطار نیشابوری »

🔋 حجم :
⏰ زمان :

متن برنامه :

 

توصیف امام عسکری (ع) در کلام بلاذری به «ابو السید المحجوب»

بحث پیرامون نظرات عدّه زیادی از علمای بزرگ اهل سنت بود، که با شیعه امامیه در هویت حضرت مهدی ارواحنا له الفداء هم کلام و هم فکرند، و معتقدند آن حضرت فرزند بلافصل حضرت عسکری (ع) است.

در بحث گذشته حدیثی به عنوان حدیث سلسله الذهب ذکر شد، که چند نفر از بزرگان اهل سنت از بلاذری نقل کرده بودند، و او حدیث را از امام زمان (ع) نقل کرده بود، و گفتیم چون بلاذری در غیبت صغری زندگی می‌کرده آن را از نوّاب امام (ع) شنیده و به امام نسبت داده است.

این حدیث را مرحوم صدوق با سندش در کتاب عیون اخبار الرضا (ع) از بلاذری نقل کرده است:

«حدّثنا ابو نصر احمد بن الحسین بن احمد بن عبید الضبّی‌ـ ، عن ابی‌ـ القاسم محمد بن عبید بن بابویه الرجل الصالح ، عن ابی‌ـ محمد احمد بن محمد بن اïبراهیم بن هاشم ، عن الحسن بن علی‌ـ بن محمد بن علی‌ـ بن موسی بن جعفر ، ابو السید المحجوب ، اïمام عصره بمکه ، عن ابیه علی‌ـ بن محمد النقی‌ـ ، عن ابیه محمد بن علی‌ـ التقی‌ـ ، عن ابیه علی‌ـ بن موسی الرضا ، عن ابیه موسی بن جعفر الکاظم ، عن ابیه جعفر بن محمد الصادق ، عن ابیه محمد بن علی‌ـ الباقر ، عن ابیه علی‌ـ بن الحسین السجّاد زین العابدین ، عن ابیه الحسین بن علی‌ـ سید شباب اهل الجنّه ، عن ابیه علی‌ـ بن ابی‌ـ طالب سید الاîوصیاء ، عن محمد بن عبد الله سید الاîنبیاء (ص) ، عن جبرئیل سید الملائکه ، قالَ: قالَ اللهُ سَیدُ السّاداتِ عَزَّوَجَلَّ: اِïنِّی‌ـ اَنَا اللهُ لا اِïلهَ اِïلاّû  اَنَا ، فَمَن اَقَرَّ لِی‌ـ بِالتَّوحیدِ دَخَلَ حِصنِی‌ـ ، وَ مَن دَخَلَ حِصنِی‌ـ اَمِنَ مِن عَذابِی‌ـ».

مرحوم صدوق این حدیث را از ابونصر احمد بن حسین بن احمد بن عبید ضبی، که از علمای متعصب اهل سنت است نقل می‌کند، و می‌گوید: متعصب‌تر از او ندیده‌ام، آنقدر متعصب بود که می‌گفت: این گونه صلوات بر پیامبر بفرستید: اللّهم صلّ علی محمّد مفردآ، یعنی شامل خاندانش نشود، با این تعصب و با این فکر این حدیث را نقل کرده است.

در این حدیث وقتی از امام عسکری (ع) نام می‌برد می‌گوید :«قال: حدثنا الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر ابوالسید المحجوب»، یعنی حضرت عسکری (ع) را پدر آقای محجوب و مستور و غائب بشمار می‌آورد، و این بیانگر آن است که اعتقاد دارد امام زمان (ع) فرزند امام عسکری (ع) است، و معتقد بوده است به محجوب بودن و مستور بودن و مخفی بودن ایشان.

 

اعتقاد علمای اهل سنت به استشفاء به نام ائمه (عع)

از آن جا که راویان این حدیث ائمه (عع) هستند، و هر امام از پدر بزرگوار خودش نقل می‌کند و یک نوع ارتباط پدر و فرزندی بین راویان وجود دارد به نام مسلسلات مشهور است، و به خاطر اهمیت این حضرات «سلسله الذهب» نامیده شده است، نکته مهمی که باید عرض کنم اهمیتی است که علمای اهل سنت به این حدیث می‌دهند.

ابوالصلت خادم حضرت رضا (ع) می‌گوید :«فحدثت بهذا الحدیث فی مجلس احمد بن حنبل، فقال لی احمد: یا اباالصلت لو قریء بهذا الاسناد علی المجانین لافاقوا»، «در مجلس احمد بن حنبل رئیس مذهب حنبلی این حدیث را خواندم، گفت: ای ابا صلت اگر این حدیث با این اسناد بر دیوانه خوانده شود سلامتی‌اش را بازخواهد یافت»، خیلی عجیب است، نمی‌گوید اگر متن حدیث که توحید است را بر دیوانه بخوانند.

متن حدیث این است که خدای عزوجل فرمود :«اِïنِّی‌ـ اَنَا اللهُ لا اِïلهَ اِïلاّû  اَنَا ، فَمَن‌اَقَرَّ لِی‌ـ بِالتَّو حیدِ دَخَلَ حِصنِی‌ـ ، وَ مَن دَخَلَ حِصنِی‌ـ اَمِنَ مِن عَذابِی‌ـ».

توحید و لا اله الا الله دیواری است که دور انسان کشیده شده، او را از گرایش به کفر و الحاد و گناه و فساد و توجّه به ماده و طبیعت و دور شدن از فطرت باز می‌دارد، اگر انسان در این حصار بماند از آفات مصون است، همان طوری که آدم در خانه از خطرات جانی مصون است، توحید نیز چنین است، و روح را آفات مصون قرار می‌دهد، توحید اساس است.

عرض کردم اعتقاد به ائمه (عع) منحصر به عرفای اهل سنت نیست، کسانی که از عرفا نیستند، مثل احمد بن حنبل رئیس مذهب حنبلی، این گونه با صراحت ایمان و عقیده‌اش را بیان می‌کند، نمی‌گوید: اگر متن را بر دیوانه بخوانند به هوش می‌آید، می‌گوید: اگر حدیث با این اسناد خوانده شود، به قول علمای منطق اسناد فصل اخیر است، اگر این اسناد نباشد این اثر را ندارد، ایمان و عقیده محکمی است.

ما نباید علمای اهل سنت را کنار بگذاریم و بگوییم: همه اهل سنت در این عقیده مشترکند که مهدی (ع) خواهد آمد، بله عده‌ای می‌گویند مهدی(ع) یک زمانی به دنیا خواهد آمد، سیدی از سادات خواهد بود، ولی بسیاری از صاحب نظران روی ائمه(عع) تکیه می‌کنند، این هم براساس همان معنویت است.

 

اشعاری از عطار نیشابوری که بیانگر اعتقاد او به ائمه (عع) است

از معنویت سخن گفتیم، در این جا چند شعر از عطار نیشابوری که از عرفای اهل سنت است، نقل می‌کنم، که بیانگر اعتقادش به ائمه (عع) می‌باشد:

یا علی عطّار را اسرار گو         از زبان خود ورا انوار گو

ای تو چون جبریل امین مومنان         هم چو میکائیل صاحب سرّ جان

ای تو خود نور الهی آمده         واقف سرّ کما هی آمده

 

عطار سنی است اما می‌گوید: ای علی واقف سرّ الهی هستی و به حقیقت رسیدی و واصل به حق شدی، تمام حقایقی را که یک ممکن الوجود امکان دارد داشته باشد، تو داری، وجوب وجود نداری، ولی همه حقایق را خدا به تو داده است، به عطار هم بگو تا مقداری هم او بفهمد.

هم تقی دان، هم نقی دان نور ذات         ذات ایشان جامع آمد بر صفات

گر تو حقّ خواهی از ایشان می‌طلب         تا بیابی راه حقّ را بی تعب

راه شرع مصطفی اینان روند         نه چو تو دنبال بی دینان روند

ای علی این مراتب منحصر به شما نیست «تقی» و «نقی» هم این گونه هستند و بر تمام صفات اشراف کامل دارند، و به خودش خطاب می‌کند و می‌گوید این افراد به فریاد من می‌رسند نه دیگران، ابوالحسن می‌رسد، ائمه می‌رسند.

بوالحسن دان عسکری را در جهان         بو الحکم دان مهر او در جان جان

مهر او بر جان مومن هست پاک          می‌برم من مهر ایشان را به خاک

مهر او بر جان مومن هست پاک          می‌برم من مهر ایشان را به خاک

ای به محشر تو شفاعت خواه من         قرّه العین رسول و شاه من

ای ز تو روشن جهان نور و علم         هم ولایت داری و هم کان حلم

صد هزاران اولیاء رو برزمین         از خدا خواهند مهدی را یقین

صد هزاران اولیاء بر زمین سجده می‌کنند، در سجده از خدا چه می‌خواهند:

یا الهی مهدییی از غیب آر         تا جهان عدل گردد آشکار

مهدی و هادی و تاج انبیا         بهترین خلق و برج اولیا

 

کلامی از شبلنجی در اعتقادش به فضائل اهل بیت (عع)

یکی از علمای قرن دوازدهم اهل سنت به نام شبلنجی کتابی به نام نور الابصار در احوال اهل بیت نبی المختار دارد، در مقدمه کتاب علت تالیف آن را چنین بیان می‌کند:

چشم درد داشتم، پزشکان از معالجه‌ام مایوس شدند، و به طرف کوری محض می‌رفتم، به من گفتند: اگر به جناب نفیسه از نواده‌های حضرت مجتبی (ع) که در قاهره دفن است، متوسل شوی، او تو را شفا خواهد داد، کنار قبرش رفته و به او توسل جستم و گفتم: دستم از همه پزشکان قطع شده، اگر مرا شفا بدهید کتاب در باره صفات و کرامت‌های اهل بیت (عع) خواهم نوشت، شفا پیدا کردم، پزشکان تعجب کردند.

می‌گوید: در جلسه‌ای که عده‌ای از علمای اهل سنت بودند گفتم: بیمار بودم، با جناب نفیسه عهد بستم که اگر مرا شفا دهی در باره فضائل شما اهل بیت (عع) کتاب خواهم نوشت، حاضرین گفتند: دو سال از این موضوع گذشته چرا کتاب ننوشتی؟ گفتم: چون اگر بخواهم از اهل بیت پیامبر (ص) بنویسم، بعضی از علمای اهل سنت خواهند گفت: چطور راه شیعیان را رفتی، و به اهل بیت متوسل شدی، این مطلب مرا از نوشتن کتاب باز داشت.

در آن مجلس به من گفتند: هم چنان که از فضائل اهل بیت می‌نویسی، در مورد دیگران هم بنویس، از فرزندان و زنان پیامبر (ص) و سائر وابستگان به این خاندان هم بنویس، و افرادی که از این خاندان در مصر دفن هستند.

با ذکر این داستان خواستم این مطلب را عرض کنم، عده‌ای از علمای اهل سنت هستند که اعتقادشان را بیان نکرده‌اند، ولی اگر با آنان صحبت شود معتقدند و باور دارند.

 

خانه اهل بیت (عع) جایگاه تابش نور الهی

در مکه مکرمه با یکی از علمای بزرگ آنجا به نام عبدالله بسام، که شب ها در مسجد الحرام خارج فقه درس می‌داد، و چند سال پیش به رحمت خدا رفت، بحث کردم، می‌گفت: ما به حضرت مهدی (ع) معتقدیم، ولی شما در این زمینه به گونه‌ای کتاب بنویسید که اختلاف انگیز نباشد، اگر به گونه‌ای بنویسید که اختلاف را بردارید، من بر کتاب شما تقریظ می‌نویسم، یعنی این چنین بود.

ریشه این مطلب بر می‌گردد به همان بحثی که در جلسات متعدد عرض کردم، و آن مساله ولایت است، و این نور ولایت حقیقتی است که از همان روز اول وجود داشته، و روایات دلالت می‌کند که مراد ائمه هدی (عع) هستند، آنان به این نور معتقد بودند.

قرآن در سوره مبارکه نور می‌فرماید: (اَللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الاَرضِ مَثَلُ نُورِهِ کمِشکاهٍ فیها مِصباحٌ المِصباحُ فِی‌ـ زُجاجَهٍ الزُّجاجَهُ کاَنَّها کوکبٌ دُرِّی یوقَدُ مِن شَجَرَهٍ مُبارَکهٍ زَیتُونَهٍ لا شَرقِیهٍ وَ لا غَربِیهٍ یکادُ زَیتُها یضِئُی وَ لَو لَم تَمسَسهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ).

اما این نور کجاست؟ (فِی بُیوتٍ اَذِنَ اللّهُ اَن تُرفَعَ)، در خانه‌هایی است که خدا آن‌ها را بزرگ دانسته: (اَذِنَ اللّهُ اَن تُرفَعَ وَ یذکرَ فیهَا اسمُه یسَبِّحُ لَهُ فیها بِالغُدُوِّ وَ الاصالِ É رِجالٌ لاتُلهیهِم تِجارَهٌ وَ لا بَیعٌ عَن ذِکرِ اللّهِ وَ اِقامِ الصَّلاهَ وَ ایتاءِ الزَّکـاهَ یخافُونَ یومآ تَتَقَلَّبُ فیهِ القُلُوبُ وَ الاَبصارُ).

در کتب اهل سنت آمده: پیامبر اکرم (ص) در مسجد مدینه این آیه شریفه نور را خواندند: (اَللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الاَرضِ)، رسید به (فِی بُیوتٍ)، اصحاب گفتند: این خانه‌های کیست که نور خدا در آن است؟ فرمود: خانه‌های انبیا است، بعضی از اصحاب گفتند: خانه علی و فاطمه هم از این خانه‌هاست؟ فرمود :«مِن اَفاضِلِها»، این خانه، یعنی خانه علی و فاطمه، از همه آنها برتر است.

 

تاثیر اختلافات فرقه‌ای بر اعتقاد به مهدویت

اوضاعی که هم اکنون در جهان اسلام می‌بینیم، و تنازعی که بین شیعه و سنی در تاریخ اسلام وجود دارد، متاسفانه روی اعتقاد به امام مهدی (ع) اثر گذاشته است، اگر این مسائل نبود افراد زیادی به هویت حضرت مهدی (ع) معتقد می‌شدند، با علمای اهل سنت در مکه مکرمه و لبنان و مصر و جاهای دیگر صحبت کردم، بسیاری از آنان هم معتقدند، ولی قدرت ابراز ندارند.

مشکلی که هست از تکفیری‌هاست، عده‌ای از اهل سنت که نمی‌خواهم نامشان را مسلمان بگذارم، و ساخته و پرداخته وهابی‌ها هستند.

از جمله چیزهایی که خواستم در این رابطه عرض کنم آن است که جلال الدین سیوطی از بزرگان اهل سنت، دو کتاب به نام مسلسلات کبری و مسلسلات صغری دارد، در مسلسلات کبری 80 حدیث، و در مسلسلات صغری که مختصر آن است 22 حدیث مسلسل را ذکر کرده است، هر دو کتاب در کتابخانه‌های عربستان سعودی است، آنان مسلسلات صغری را چاپ کردند، اما چون در مسلسلات کبری حدیث سلسله الذهب وجود داشت، که نام دوازده امام (ع) در آن است، آن را چاپ نکردند.

آنان یک چنین برخورد و جبهه‌گیری در برابر شیعه و ولایت و امامت دارند، از این رو می‌خواهم به طور کلی حساب وهابی‌ها را از اهل سنت جدا کنم.

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا